فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٤
و صدق ابطال به لحاظ حيثيت زوال اثر عقد و عدم بقاى آن مىباشد، اين دو مفهوم با هم متباين هستند گرچه در يك مورد جمع شدهاند.
٢. اسقاط: اسقاط عبارت است از گذشت شخص از حقى كه بر ديگرى دارد يا فارغ كردن ذمه بدهكار از حقى كه بر ذمه اوست براى هميشه. اسقاط حق شبيه اعراض از چيزى است در اعيان خارجى. (٢٢) برخى اسقاط را فرق بين حكم و حق مىدانند به اين بيان كه حق قابل اسقاط است ولى حكم قابل اسقاط نيست. (٢٣) بر اين اساس بعضى از حقوق مانند حق ابوت، حق ولايت حاكم،حق استمتاع از زوجه،حق همسايه بر همسايه و حق مؤ من بر برادر مؤمنش كه قابل اسقاط نيستند، برخى از فقها اين امور را در زمره احكام شمردهاند نه حقوق. اما حق خيار و قصاص و رهن و تحجيرو شفعه كه اسقاط پذير است از حقوق شمرده مىشود. (٢٤)
اسقاط حق گرچه موجب زوال اثر و باقى نماندن آن مىشود و از اين جهت مصداق ابطال است و لذا در موارد اسقاط خيار يا دين، ابطال خيار يا دين نيز گفته مىشود، اما مفهوم هريك از آنها غير از ديگرى است. (٢٥) علاوه بر اين، فرق ابطال در عبادات نيز استعمال مىشود بر خلاف اسقاط، علاوه بر اين اسقاط به حقوقى تعلق مىگيرد كه امر آن دراختيار مكلف است در حالى كه ابطال اختصاص به اين مورد ندارد. گاهى بر انجام دادن تكليف به نحو صحيح نيز اسقاط اطلاق مىشود كه در اين صورت اسقاط كاملاً مقابل ابطال است. (٢٦)
(٢٢) بلغة الفقيه، ج١، ص١٥.
(٢٣) مصباح الفقيه، ج٢، ص٤٧.
(٢٤) بلغة الفقيه، ج١، ص١٧؛ حاشية المكاسب (يزدى)، ص٥٦.
(٢٥) الصحاح، ج٣، ص١١٣٢ و ج٤، ص١٦٢٥؛ العين، ج٧، ص ٤٣١؛ لسان العرب، ج٧، ص٣١٦، ج١١، ص٥٦؛ مجمع البحرين، ج١، ص٢١٢ و ج٢، ص٣٨٥ و ٣٨٦.
(٢٦) المحاضرات، ج٣، ص١٥٧؛ دروس في علم الاصول، ج١، ص٣٢٠.