فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٦ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت مسعود امامى
مكتب فقهى شيخ با همه تفاوتهاى درونى آن كه ميان فقيهان به طور طبيعى وجود دارد، به راه خود ادامه مىداد تا اين كه بارديگر جنبه نص گرايى اين مكتب به آرامى مورد نقد قرار گرفت و چنان كه پيوسته در تاريخ انديشه دينى ـ و به خصوص فقهى ـ شاهد هستيم، هرگاه گرايش نص گرايى ضعيف گرديده و اعتماد بر ظواهر نصوص كمتر شده، تكيه بر جنبههاى عقلانى معرفت دينى خلأ پديد آمده را پُر و در نتيجه، گرايش عقل گرايى رشد كرده است.
شهيد ثانى (م٩٦٦) از اعتماد بيش از حدّ شيخ و پيروانش به روايات ضعيف گلايه دارد و اين اعتماد را جابر ضعف سند اين روايات نمىداند. (٥٢) او در آثار فقهىاش بسيارى از رواياتى را كه مورد استناد فقيهان گذشته بوده، ضعيف مىشمارد. فرزندش، صاحب معالم (م١٠١١) نيز به توثيقات فراوان فقيهان و دانشمندان رجال ـ همچون علامه حلّى ـ نسبت به راويان ضعيف و مجهول اعتراض دارد (٥٣) و بسيارى از رواياتى را كه متأخران عصر او صحيح مىشمارند صحيح نمىداند. (٥٤) او بر اين باور بود كه فقيهان گذشته همچون سيد مرتضى و شيخ طوسى به دليل نزديكى به عصر صدور روايات، از قراينى برخوردار بودند كه بر پايه آنها به بسيارى از روايات اعتماد مىكردند، اما در قرون بعد اين قراين از دست
(٥٢) شرح البداية، ص٩٥: «فالعمل بمضمون الخبر الضعيف قبل زمن الشيخ على وجه يجبر ضعفه ليس بمتحقّق و لمّا عمل الشيخ بمضمونه في كتبه الفقهيّة جاء من بعده من الفقهاء و اتّبعه منهم عليها الاكثر تقليداً له إلاّ من شذّ منهم و لم يكن فيهم من يسبر الأحاديث و ينقّب على الأدلّة بنفسه سوى الشيخ المحقّق ابن ادريس و قد كان لايجيز العمل بخبر الواحد مطلقاً. فجاء المتأخرون بعد ذلك و وجدوا الشيخ و من تبعه قدعملوا بمضمون ذلك الخبر الضعيف لأمر مارأوه في ذلك لعلّ اللّه تعالى يعذرهم فيه فحسبوا العمل به مشهوراً و جعلوا هذه الشهرة جابرة لضعفه و لو تأمّل المنصف و حرّر المنقّب لوجد مرجع ذلك كلّه إلى الشيخ ومثل هذه الشهرة لاتكفى في جبر الخبر الضعيف».
(٥٣) منتقى الجمان فى الأحاديث الصحاح والحسان، ج١، ص١٨.
(٥٤) همان، ص٢٢.