فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٠ - قلمرو قاعده درء(٢) آیت الله رضا استادى

كند. آنگاه فرمود: اگر بنا باشد زن زنا كند و بگويد نفهميدم يا نمى‌دانستم كه اين عمل، حرام است و حد بر او اجرا نشود، حدود تعطيل مى‌شود.

همچنين در وسائل الشيعه در باب «سقوط حد از كسى كه جاهل به حرمت شراب است»، آمده است:

٢. «عن الكافي و التهذيب عن ابن بكير عن أبي عبداللّه‌ عليه السلام: قال: شرب رجل الخمر على عهد أبي بكر فرفع إلى أبي بكر فقال له: أشربت خمراً؟ قال: نعم، قال: و لِمَ وهى محرّمة، قال: فقال له الرجل: انّى أسلمت و حسن إسلامي و منزلي بين ظهرانى قوم يشربون الخمر و يستحلّون ولو علمت أنّها حرام اجتنبتها فالتفت أبوبكر إلى عمر، فقال: ما تقول في أمر هذا الرجل؟ فقال عمر: معضلة و ليس لها إلاّ أبوالحسن، فقال أبوبكر: ادع لنا عليّاً فقال عمر: يؤتى الحَكَم في بيته، فقام و الرجل معهما و من حضرهما من الناس حتى أتوا اميرالمؤمنين عليه السلام فأخبراه بقصّة الرجل و قصّ الرجل قصّته، فقال: ابعثوا معه من يدور به على مجالس المهاجرين و الانصار من كان تلا عليه آية التحريم فَلْيشهد عليه، ففعلوا ذلك فلم يشهد عليه أحد بأنّه قرأ عليه آية التحريم، فخلّي سبيله، فقال له: إن شربت بعدها أقمنا عليك الحدّ» (١)؛ امام صادق عليه السلام فرمود: در زمان ابوبكر، مردى شراب خورد، او را پيش ابو بكر آوردند. ابوبكر به او گفت: شراب خورده‌اى؟ گفت: آرى. گفت: چرا؟ مگر شراب خوارى حرام نيست؟ آن مرد گفت: من نيك اسلام آوردم، ولى منزل من در بين كسانى است كه شراب مى‌خورند و آن را حلال مى‌دانند و اگر مى‌دانستم شراب حرام است، نمى‌خوردم. ابوبكر به عمر نگاه كرد و گفت: در باره اين مرد چه مى‌گويى؟ عمر گفت: مسئله مشكلى است و كسى جز ابوالحسن عليه السلام نمى‌تواند آن را حل كند. ابوبكر گفت: بگوييد على عليه السلام بيايد. عمر گفت: نه، بايد به خانه قاضى رفت. آنگاه ابوبكر، عمر و آن مرد به همراه حاضران در مجلس، پيش اميرالمؤمنين عليه السلام رفتند و قضيه آن مرد را گفتند و آن مرد قضيه‌اش را گفت. امير المؤمنين عليه السلام فرمود: شخصى را همراه اين مرد بفرستيد تا او را به مجالس مهاجر


(١) همان، ص٤٧٥.