فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩ - بحثی در قسامه آیت الله محمد يزدى
بين آنان و مقتول بوده و يا بين مقتول و برخى از خاندان آنان بوده و يا مانند اينكه كسانى بر قتل، شهادت دهند كه شهادت آنان پذيرفته نيست، مانند زنان، يا كسانى كه عادل نيستند و يا تنها يك نفر عادل شهادت دهد و يا اينكه اولياى مقتول بگويند فلان كس قاتل است و مانند اين موارد كه لوث وجود داشته باشد.
پس اگر امر به اين گونه باشد و مقتول، مسلمان باشد، بر اولياى دم، قسامه واجب خواهد بود... و هرگاه براى اولياى دم بيّنه نباشد كه شهادت دهند مدّعى عليه مقتول آنان را كشته است و قسامه نيز براى آنان نيست، بر مدّعى عليه است كه پنجاه نفر را احضار كند تا به نفع او قسم ياد كنند مبنى بر اينكه مدّعى عليه، از ادعايى كه در باره او شده(يعنى قتل) برى است.
پس اگر پنجاه نفر به اين صورت قسم ياد كنند، ذمّه او از ادّعايى كه در باره او شده، برى مىشود؛ و گرنه اگر نتواند پنجاه نفر بياورد كه براى او قسم ياد كنند، قسم به خودش باز گردانده مىشود و تا پنجاه مرتبه قسم ياد مىكند كه از قتل برى است. در فرضى كه افراد حاضر شده براى قسم، از پنجاه نفر كمتر باشند، قسم را تكرار مىكنند تا پنجاه مرتبه كامل شود. (١)
ابن حمزه در وسيله مىگويد:
قسامه عبارت است از كثرت قسم، يا تغليظ قسم به لحاظ عدد، و محقّق نخواهد شد مگر با وجود لوث كه آن در شش مورد است:
در جايى كه تنها يك شاهد باشد و يا مقتول در روستاى قومى پيدا شود و يا محلّه آنان و يا شهر كوچكى كه فقط مربوط به آن قوم باشد و يا محلّه قبيلهاى كه در آن محلّه، غير از خودشان كسى رفت و آمد ندارد و اگر ديگران در آنجا رفت و آمد دارند، در شب يا روز است كه در اين صورت نيز در اوقاتى كه ديگران در آنجا رفت و آمد ندارند، لوث محقّق مىشود.
البته در موارد يادشده، لوث در صورتى محقّق مىشود كه بين آنان و مقتول و يا بين آنان و اهل مقتول، دشمنى باشد... .
پس در موردى كه لوث محقّق شود و بنا بر اقامه قسامه باشد، اگر ولىّ دم، پنجاه نفر بياورد كه قسم ياد كنند، آنان قسم ياد مىكنند كه مدّعى عليه يا مدّعى عليهم مقتول آنان را كشته است و اگر افرادى كه براى او قسم ياد مىكنند، كمتر از پنجاه نفر باشند، قسم را تكرار مىكنند تا پنجاه قسم كامل شود و اگر كسى غير از مدّعى نباشد كه قسم ياد
(١) مهذّب، ج٢، ص٥٠٠.