فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦ - بحثی در قسامه آیت الله محمد يزدى

خيبر رفتند و گفته شده براى چيزى كه براى آن دو پيش آمده بود. پس در باغهاى خيبر متفرّق شدند تا از ميوه‌هاى آن بخورند و جدا شدن آن دو از يكديگر، پس از عصر بود؛ پس از آن، عبداللّه را پيش از شب، كشته يافتند. خيبر منحصراً محل سكونت يهود بود و ديگران با آنان نبودند و عداوت بين آنان و انصار، آشكار بود. پس هرگاه چنين اسبابى يا مشابه آن به وجود بيايد، لوث خواهد بود و قسامه در آن لازم است». (١)

صاحب جواهر در باره لوث مى‌گويد: آنچه ذكر شد، به حسب مبناى ما بر لزوم آغاز بحث از ادلّه اوّليه كتاب، سنّت، اجماع و سخن فقها بود كه پس از آن، نوبت به اصول عمليه مى‌رسد.

ولى بنا به شيوه اكثر فقها در ترتيب رجوع به مدارك استنباط و كيفيت ورود در بحث و خروج از آن، مسئله آن گونه است كه در جواهر آمده است، كه نخست، اتّفاق اصحاب، بلكه مسلمانان بر شرط بودن لوث در قسامه ادعا شده و پس از آن تصريح كرده كه در رواياتى كه به دست ما رسيده است، شرط بودن لوث را نيافتيم و سپس در اجماع، به كلمات اصحابى همچون ابن ادريس در سرائر و ابن زهره در غنيه، استناد كرده است تا اينكه مى‌گويد: مخالفى در اين مسئله از خاصه و عامه نيافتم، مگر كوفىّ از عامه كه مى‌گويد «لوث را معتبر نمى‌دانم و بحث از آن و قرار دادن قسم در طرف مدعى را صحيح نمى‌دانم». و چه بسيار از اين گونه سخنان كه از وى نقل شده است؛ و الاّ، شرط بودن لوث در قسامه، از ضروريات علماى مسلمان است... و نصوص در آن، بين عامه و خاصه، متواتر و يا مضمون آن قطعى است.

سپس رواياتى را كه به آن استناد كرديم و گفتيم دلالت بر شرط بودن لوث در قسامه دارد، آورده تا اينكه مى‌گويد: وغير اين روايات از رواياتى كه ممكن است كسى از ظاهر آن، اين گونه توهّم كند كه لوث در قسامه معتبر نيست؛ اگرچه مورد برخى از اين روايات، يافت شدن كشته در چاه يهود يا روستا و يا مانند اين موارد است كه در آن، لوث يا شبيه


(١) دعائم الاسلام، ج٢، ص٤٢٩.