فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٧ - نسخه خطى رساله جهاديه ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانى
آزادى بر آنها نهند.
و غير منقول عبارت است از اراضى خراجيه و انفال كه پيش بيان شد و اگر چه همه مسطورات اين مقام مشتمل است بر اجازت پادشاه اسلام به اخذ و صرف مالى كه موقوف عليه جهاد است در تجهيز سپاه و تدارك دفع كفارند، چون جناب شيخ مجتهدين در رساله غاية المراد (٧٣) تصريح به اين مدعا كرد، فلهذا به مناسبت مقام، مضمون آن ايراد مىشود: پس اگر من از اهل اجتهاد و شايسته نيابت امام(ع) باشم، اذن دادم سلطان بن السلطان و خاقان بن خاقان فتحعلى شاه را (أدام الله ظلاله على رؤوس الأنام) به گرفتن آنچه تدبير لشكر و ردّ اهل كفر و طغيان موقوف است بر آن، از خراج اراضى مفتوحه به غلبه اسلام و آنچه در حكم آن است از زكات زر و سيم و گندم و جو و خرما و مويز و انعام ثلاثه (٧٤) .
و حكم قسمت غنايم اين است كه پياده را است يك سهم، و سواره را دو سهم، اگر چه نفع پياده بيشتر باشد و سوارى كه دو اسب دارد، سه سهم دارد، و سوارى كه بيش از دو اسب دارد، بيش از سه سهم ندارد و اصلاً نصيبى نيست مخذّل و مرجّف را كه اين شهرت هلاك از سپاه دهد و آن به بهانه سرما و گرما مانع سفر جهاد شود، همچنين كسى را كه اخبار مسلمين به كفار رساند و كسى را كه به حرب و قتال كفار رغبت ندارد.
و اخراج مىشود از غنيمت پيش از قسمت آنچه شرط شده باشد با مقاتلين و غير
(٧٣) اين نام رسالهاى است كه شيخ المجتهدين شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء در اين موضوع به رشته تحرير در آوردهاند و نام آن «غاية المراد في أحكام الجهاد» و در بعضى از فهارس به نام «الحسام البتّار في قتال الكفّار» معرفى شدهاست. نگاه كنيد به الذريعه، ج ١٦، ص ١٦.
(٧٤) عين عبارت اجازه نامه شيخ را در پاورقىهاى گذشته آورديم.