فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٣ - پيوند اعضا
ظاهراً چنين حقى دارد؛ زيرا وجهى براى ناديده گرفتن اختصاص آن عضو به او پس از قطع نيست؛ مگر اين توهم كه بريدن عضو به معناى قطع رابطه وى با آن عضو است و پس از بريدن آن، هيچ گونه رابطهاى ميان دزد و آن عضو باقى نمىماند، بلكه اين عضو به فرمان خدا و به جهت اجراى فرمان الهى قطع شده است. اين توهم با كمترين درنگ از بين مىرود ؛ زيرا از وجوب قطع عضو، جز جدا كردن عضو از صاحبش ـ تا نتواند از آن بهرهمند شود و مايه عبرت ديگران باشد ـ چيز ديگرى فهميده نمىشود و اين به هيچ وجه با از بين رفتن اختصاص، ملازمه ندارد و مقتضاى قواعد، ثبوت و بقاى اين اختصاص است.
بنابر اين دزد مىتواند عضو بريده شده را به هركس كه مىخواهد بسپارد و به مقتضاى عمومات، هيچ كس نمىتواند بدون اجازه وى در عضو بريده شده تصرّف نمايد. و الله العالم.
حال اين پرسش مطرح مىشود كه اگر مغز انسان به كلى بميرد و اميد و احتمال بازگشت آن نباشد و براساس علم پزشكى مرده به حساب آيد و تنها قلب و دستگاه تنفسى وى به وسيله ابزار خارجى حركت كند، آيا مىتوان چشم يا كليه وى را جهت پيوند جدا كرد؟
البته اين پرسش در فرضى است كه ميّت پيش از مرگ خود اجازه داده باشد كه پس از