فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٩ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
بدوى و ابتدايى كه از هرگونه سابقه درگيرى و نزاع ميان طرفين عارى است ، و يا حتى خالى از حقوق پيشينى است كه ممكن است منجر به اختلاف و نزاع گردد، جارى و سارى است.
چنين عقد صلحى را «صلح ابتدايى» و يا «صلح بدوى» مىنامند. گويا اين اصطلاح نخستين بار در آثار ميرزاى قمى و ملااحمد نراقى به كار رفته (١) ، پس از ايشان در ميان فقيهان و حقوقدانان رواج يافته است.
جمع اين سه خصيصه براى عقد صلح، موقعيتى ممتاز به آن مىبخشد، به گونهاى كه مىتوان به وسيله اين عقد، اقدام به ايجاد بسيارى از عقود معيّن نمود، بدون آن كه به احكام و شرايط خاص آن عقود پايبند بود، و يا دست به تأسيس عقود و معاملات جديد زد درحالى كه در تمام اينها هيچ گونه پيشينه خصومت و نزاع و يا احتمال آن وجود ندارد. اين جايگاه خاص براى عقد صلح سبب شده است كه برخى آن را شايسته لقب «سيد العقود و الاحكام» (٢) و يا «انفع العقود» (٣) بدانند.
هدف اصلى مقاله حاضر تحليل و نقّادى فقهى و حقوقى ويژگى سوم عقد صلح است، هر چند به بررسى و تبيين دو ويژگى نخست نيز مىپردازد،
بخش اوّل: كليات و مفاهيم
واژه «صلح» در لسان فقها كه برگرفته از آيات و رواياتى مىباشد كه مشروعيت اين عقد و حدود آن را احراز مىنمايد، اصطلاحى بيگانه از معناى لغوى خويش نمىباشد. بى ترديد استعمال اين كلمه در قرآن و سنّت به معناى لغوى آن است، و شارع براى اين لفظ
(١) قمى، ابوالقاسم، جامع الشتات، مؤسسه كيهان، تهران، ج٣،ص ١١٢. نراقى، احمد، عوائد الايام، بصيرتى، قم، ص ٦.
(٢) قزوينى، زنجانى، على، صيغ العقود، چاپ سنگى، ص ٢٨. جعفرى لنگرودى، محمد جعفر، حقوق مدنى (رهن، صلح) گنج دانش، تهران، ١٣٧٠، چاپ دوم، ص ١٣٥.
(٣) سبزوارى، سيد عبدالأعلى، مهذب الاحكام، مؤسسة المنار، ج١٨،ص ١٦٦.