فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
متقابل معنا مىكند (توضيح آن در بند اوّل مباحث حقوق ايران آمد)، در پاورقى توضيح مىدهد: «در حقوق فرانسه و قوانين مدنى آلمان (ماده ٧٧٩) و اسپانى (ماده ١٠٨٩) همين امتيازها و گذشتهاى متقابل ( Concessions reciproques ) جوهر صلح را تشكيل مىدهد (مازوج ٣، شماره ١٦٣٣ ـ ريپر و بولانژه) شماره ٢٤٧٠)». (١٤٦)
بخش سوم: بررسى مشروعيت صلح ابتدايى
فصل اوّل: ادله مشروعيت صلح ابتدايى
يكى از مهمترين دلايل صحت عقد صلح ابتدايى نزد فقيهان شيعه، اجماع مىباشد. پيش از اين، در مبحث پيشينه خصومت در عقد صلح (گفتار اوّل از فصل سوم، از بخش دوم) روشن نموديم كه علامه حلى او؟لين فقيه شيعى مىباشد كه مسئله لزوم و عدم لزوم پيشينه خصومت و نزاع در عقد صلح را در آثار خويش مطرح نموده است. وى با طرح اين مسئله در كتاب تذكره، قول به عدم سبق خصومت را با ظهور واژه «عندنا» به شيعه نسبت مىدهد. (١٤٧) فقيهان پس از وى نيز به گونهاى ادعاى اجماع مىنمايند. محقّق كركى در رسائل خود و شهيد ثانى در مسالك و شرح لمعه از همين واژه استفاده مىنمايند. (١٤٨) محقّق اردبيلى به استناد كلام علامه و عدم نقل خلاف، ادعاى اجماع مىكند. (١٤٩) سبزوارى در كفايه و بحرانى در حدائق ادعاى عدم خلاف دارند. (١٥٠) در نهايت وحيد بهبهانى، صاحب رياض، صاحب جواهر، ملا احمد نراقى، مير عبدالفتاح مراغى و
(١٤٦) كاتوزيان، حقوق مدنى، مشاركتها و صلح، ص ٢٩٧ و ٣٠٢؛ و نيز مراجعه شود به: سنهورى، الوسيط، ج٥،ص ٥٠٨.
(١٤٧) حلى، تذكرة الفقهاء، ج٢،ص ١٧٧.
(١٤٨) كركى، رسائل، ج١،ص ١٩٠؛ شهيد ثانى، مسالك الافهام، ج٤،ص ٢٥٧؛ شهيد ثانى، شرح لمعه، ج٤،ص ١٧٣.
(١٤٩) اردبيلى، مجمع الفائده، ج٩،ص ٣٣١ و ٣٣٣.
(١٥٠) سبزوارى، كفاية الاحكام، ص ١١٦. بحرانى، الحدائق، ج٢١،ص ٨٤.