فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
اين فقيهان هريك در مقام تعريف صلح ميان معناى عام و خاص آن تفكيك نموده و دچار اختلاط مفاهيم نگشتهاند، ولى غالب فقهاى شيعه و سنّى در آغاز باب صلح بدون فرق نهادن ميان معناى عام و خاص، اقدام به تعريف صلح نمودهاند كه قاعدتاً مىبايست تعريف صلح به معناى خاص باشد زيرا باب صلح متكفّل بحث از يكى از اقسام صلح است ولى با دقت در تعاريف ايشان كه در فصل بعد خواهد آمد، در مىيابيم كه تعريف آنان براى صلح بر معناى عام صدق مىكند، و از اين رهگذر شامل صلح خاص مىگردد. اين تسامح و غفلت تنها در تعريف فقيهان شيعه بعد از شيخ انصارى رفع شده، زيرا تعريف آنان ـ چنان كه خواهد آمد ـ تنها شامل صلح در اموال مىباشد كه معناى خاص صلح است و باب صلح براى آن اختصاص يافته است.
فصل سوم: تعريف عقد صلح
١. فقهاى شيعه از دير باز ضمن طرح باب صلح در آثار فقهى و روايى خويش فروع گوناگونى را بيان كردهاند. در جوامع روايى همچون كافى، من لايحضره الفقيه و تهذيب الاحكام بابى مستقل به عنوان صلح آمده است (٤٣) . در آثار فقهى مىتوان اوّلين نشانهها را ميان آرا و فتاواى ابن جنيد (٣٨١م) كه در آثار فقهاى متأخر ديده مىشود يافت. (٤٤) در «مقنعه» شيخ مفيد (م ٤١٣) و «انتصار» سيد مرتضى «م ٤٣٦) اگرچه باب مستقلى براى صلح ذكر نشده ولى بعضى از فروع آن طرح گرديده است. (٤٥)
(٤٣) كلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ١٣٦٧، چاپ سوم، ج٥،ص ٢٥٨(٨ روايت). صدوق، من لايحضره الفقيه، ج٣،ص ٣٢(١٢ روايت). طوسى، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ١٣٦٥، چاپ چهارم، ج٦،ص ٢٠٦( ١٤ روايت) .
(٤٤) اشتهاردى، على پناه، مجموعه فتاوى ابن جنيد، مؤسسه نشر اسلامى، قم، ١٤١٦، چاپ اوّل، ص ٢٢٦.
(٤٥) مفيد، محمد بن نعمان، المقنعه، مؤسسه نشر اسلامى، قم، ١٤١٠، ص ٦١٢ و ٦٢٢ و ٦٣٢، مرتضى، الانتصار، مؤسسه نشر اسلامى، قم، ١٤١٥، چاپ اوّل،، ص ٤٧٢.