فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - نسخه خطى رساله جهاديه ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانى
و ظاهر اين است كه مراد از قرب در مقام قرب نيل به مقصد و وصول به مقصود است چه مىتواند شد كه ابعد مستعد باشد و زودتر از اقرب مباشر قتال شود و اقرب كه استعداد ندارد ديرتر به قتال رسد.
و نيز وجوب نهضت مترتب است به حصول علم پس اگر علم ابعد پيش از اقرب به هجوم كفار حاصل شود نهضت ابعد پيش از اقرب لازم است و جايز نيست در انتظار نهضت اقرب باشد و ظهور لفظ اقرب در قرب مكانى محمول بر غالب است و مراد فقها از عبارت «
و اگر ابعد از هجوم دشمن مطلع شود وفوراً نهضت كند و كفايت دفع او تواند نمود، باز تقاعد اقرب كه به هجوم كفار علم دارد جايز نيست، چه ظاهر اين وجوب فوريت است و بنابراين به قدرى كه ابعد طى مسافت كند اقرب تفويت واجب فورى كرده و اين تفويت او را جايز نيست.
و اگر كفايت حاصل نشود إلاّ باجتماع جمع مكلفين، بر همه واجب تعيينى است، كه در وجوب اين جهاد بعضى از علما به عينيت قايل و به دليلى چند مستدل شدهاند و بنابر كفائيت، باز اين واجب از احدى ساقط نيست پيش از آنكه علم حاصل شود به كفايت بعض، چه همين كه به هجوم كفار، علم به هم رسد، همه افراد مكلفين را نهضت واجب است تا قيام «مَن به الكفاية» معلوم شود چنان كه شأن هر كفايى است و به همين سبب اصحاب گفتهاند هر كفايى در اول تكليف، عينى است و انفصال آن از عينى، پس از قيام بعض به آن است و إلاّ پيش از قيام بعض، كلّ مكلّفين به آن مخاطب اند و تاركين پيش از سقوط آن به قيام ديگران، گناهكار و معاقب [ مىباشند].
و از لفظ سقوط واضح است كه پيش از سقوط به كسانى كه از ايشان ساقط مىشود متعلق بوده.
و از اين مقدمات معلوم شد كه اگر به هجوم كفار و تعلق اين واجب يقين مكلفين به هم رسد، سقوط آن موقوف است به اين كه يقين حاصل شود به رفع هجوم يا قيام «مَن به