فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٨ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
امتياز است كه آن را از ساير معاملات ممتاز مىكند و به صورت معاملهاى مستقل در مىآورد. يعنى در هر مورد كه وجود حقى بين دو نفر مشتبه است و يا مورد تنازع قرار گرفته است يا هدف اين است كه از تنازع احتمالى پرهيز شود، عقدى كه بر اين مبنا و گذشتهاى متقابل طرفين واقع مىشود صلح است، هر چند كه نتيجه آن و وسيله تسالم ايجاد حق يا انتقال يا اسقاط آن باشد. اين تلقى منطقى از صلح، امتياز اين عقد را از ساير قرار دادها به خوبى نشان مىدهد و استقلال آن را در كنار بيع و معاوضه وهبه و اجاره توجيه مىكند» (٨٠) .
او سپس بر نويسندگان قانون مدنى خرده مىگيرد كه با تنظيم مواد ٧٥٢ و ٧٥٨ و ٧٦٢ به صلح ابتدايى كه توابع ناخوشايندى دارد مشروعيت قانونى دادهاند. روشن است كه اين تلقى از تعريف شيخ انصارى نادر مىباشد و هيچ يك از فقها و حقوقدانان غير از مرحوم شهيدى تبريزى ـ چنان كه پيش از اين گذشت ـ «تسالم» را به «گذشتهاى متقابل» معنا نكردهاند بلكه چنان كه در بند دوم از گفتار اوّل از فصل سوم از بخش اوّل گذشت فقهاى بعد از شيخ انصارى كه صلح ابتدايى را كه خالى از هر گونه سابقه خصومت و يا احتمال آن مىباشد مشروع مىدانند، در عين حال صلح را به تسالم و تراضى تعريف كردهاند. اين گوياى آن است كه آنان از تسالم و تراضى جز موافقت طرفين، امر ديگرى اراده ننمودهاند. اين واقعيت در تعريف دكتر امامى و دكتر لنگرودى نيز به خوبى مشهود است.
١ ـ در المجلة العدلية كه پايه حقوقى بسيارى از كشورهاى اسلامى و عربى مىباشد، عقد صلح در ماده ١٥٣١ اين چنين تعريف شده است: «الصلح عقد يرفع النزاعَ بالتراضي». (٨١) اين تعريف شباهت تامّى از حيث لفظ و معنا به تعاريف بيشتر فقهاى اهل
(٨٠) همان، ص ٣٠٢.
(٨١) اتاسى، محمد طاهر، شرح المجلّة، مطبعة حمص، ١٩٣٤،ج٤،ص ٥٣٢. حيدر، على، دررالحكّام شرح مجلّة الأحكام، تعريب فهمى حسينى، دارالجيل، بيروت، ١٩٩١، چاپ اوّل، ج٤، ص ٧.