فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٨ - نسخه خطى رساله جهاديه ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانى
چيز است.
اما بايد دانست كه مراد از قول حق تعالى كه فرموده است: {أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ} (١٥) به اتفاق شيعه مراد از اولى الامر، ائمه طاهرين(ع) مىباشند و اخبار و احاديثى كه در تفسير آيه وارد شده بر اين مطلب از حد بيرون است. (١٦)
و امر كردن الهى به وجوب اطاعت مطلق سلطان ـهر چند ظالم و بى معرفت به احكام الهى باشدـ قبيح است، پس عقل و نقل معاضدند در اين كه كسى را كه خدا اطاعت او را واجب كند بايد معصوم باشد، و عالم به جميع علوم باشد مگر در حال اضطرار و عدم امكان وصول به خدمت معصوم، كه اطاعت مجتهد عادل مثلاً واجب مىشود. و اما در صورت انحصار امر در دفع دشمنان دين به سلطان شيعيان ـ هر كه خواهد باشدـ پس آن نه از راه وجوب اطاعت اوست بلكه از راه وجوب دفع و اعانت در رفع تسلط اعادى دين است بر خود مكلف كه گاه است كه واجب عينى مىشود بر او و گاهى كفايى.
و اما اهل سنت كه قائل به امامت ائمه ما نيستند در اين آيه كار برايشان مشكل شده و با وجود اين، با ملاحظه حديث صحيح معتبر كه سنى و شيعه همگى آن را از رسول خدا(ص) روايت كردهاند و آن را قطعى مىدانند و آن اين است كه:
«
(١٥) نساء، آيه ٥٩.
(١٦) به تفسير «برهان» و تفسير «نور الثقلين» ذيل آيه ٥٩ سوره نساء رجوع شود و نيز به «غاية المرام» سيد هاشم بحرانى.
(١٧) به كتابى كه حضرت آقاى فقيه ايمانى پيرامون حديث اسناد آن به نام «شناخت امام» نوشتهاند رجوع كنيد.