فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥ - پيوند اعضا
شكايت شد ايشان جانى را قصاص كرد، آن گاه مجنئعليه مقدارى از گوش جانى را كه بريده شده بود، برداشت و به گوش خود چسباند و پس از مدتى گوشت آورد و خوب شد. سپس جانى به على(ع) شكايت كرد. حضرت اين دفعه او را قصاص كرد و فرمان داد دوباره گوش او را بريدند و دفن كردند، و فرمود:
به نظر مىرسد كه ادله ثبوت حق قصاص هر چند مقتضى جواز بريدن عضو از مجنى عليه (اگر عضو را از جانى كنده باشد) مىباشد، ليكن مقتضى اين نيست كه جانى به صورت مطلق بتواند از پيوند مجنى عليه جلوگيرى كند؛ زيرا جنايت صورت هايى دارد:
گاه جنايت علت تامه است كه مجنى عليه تا ابد بدون اين عضو باشد، مثلاً پس از بريدن گوش، آن را به سگ يا گربه بدهد تا بخورد يا آتش بزند يا به شدت آن را بكوبد يا در سرزمينى باشد كه پيوند در آنجا ممكن نيست يا ممكن است ولى توده مردم از جمله مجنئعليه از آن آگاه نيستند.
گاهى جنايت علت تامه نيست؛ مثل اينكه عضو وى را در بيمارستان ببرد و به او بگويد كه متخصص پيوند وجود دارد و خودم هزينه عمل جراحى را مىپردازم.
در صورتى كه جنايت علت تامه باشد و مجنئعليه بدون گوش شود، مىتواند به مقتضاى ادله قصاص، همان كار را با جانى انجام دهد تا مثل هم شوند.تجويز اينكه جانى، عضو جدا شده را به خود پيوند زند، بر خلاف ادله قصاص است. مواردى كه عدم پيوند به سبب ناآگاهى توده مردم از امكان پيوند اعضا باشد نيز به همين قسم ملحق مىشود.
اما در صورت اخير، در واقع جنايت فقط موجب بريدن عضو مجنئعليه شده است و بى عضو شدن وى تا ابد به جهت مسامحه خودش مىباشد نه جانى ؛ بنابر اين ادله قصاص
(٥٨) وسائل الشيعه، ج١٩، باب ٢٣ از ابواب قصاص عضو، ص ١٤٠، ح ١.