آن انصراف دارد.
همچنين ظاهر مصدر در قسمت دوم روايت نيز ضرر رساندن به غير است و شامل ضرر رساندن به خود نمىشود.
ب) روايت ديگر: گروه فراوانى از قدماى مشايخ حديث ـ بسان ثقة الاسلام كلينى در كافى، شيخ صدوق در من لايحضره الفقيه و علل الشرائع و امالى، شيخ طوسى در تهذيب، برقى در محاسن و عياشى در تفسير خود ـ از امام باقر(ع) وامام صادق(ع) اين روايت را نقل كردهاند. به عنوان نمونه در امالى به سند معتبر، محمد بن عذافر از پدرش روايت كرده است:
به امام باقر(ع) عرض كردم: چرا خداوند مردار و خون و گوشت خوك و شراب را حرام كرده؟ امام(ع) فرمود:
إنّ الله تبارك و تعالى لم يحرّم ذلك على عباده و أحلّ لهم ماسوى ذلك من رغبة فيما أحلّ لهم ولا زهد فى ما حرّم عليهم ولكنّه عزّوجلّ خلق الخلق فعلم ما تقوم به أبدانهم و ما يصلحهم فأحلّ لهم و أباحهموه و علم ما يضرّهم فنهاهم عنه، ثمّ أحلّه للمضطرّ فى الوقت الذى لايقوم بدنه إلاّ به فأحلّه له بقدر البلغة لاغير ذلك ...؛ خداوند كه اينها را حرام و غير اينها را حلال قرار داده، به جهت رغبت به چيزهاى حلال و بى ميلى به چيزهاى حرام نيست؛ بلكه خداوند پس از آفرينش مخلوقات آنچه را كه مىدانست مايه قوام بدن آنهاست و برايشان سودمند است، براى آنها حلال و مباح قرارداد و آنها را از آنچه برايشان زيان بخش است باز داشت؛ آنگاه براى شخص مضطرّ در زمانى كه بدنش جز به حرام قائم نخواهد بود، آن را به قدر نياز حلال كرد.
دلالت روايت: امام(ع) درمقام پرسش از علّت حرمت آن چهار چيز يك كبراى كلّى
ر.ك: كلمات سديده، ص ٣٧، پاورقى١.
امالى، مجلسى٩٥، ص ٣٩٥، ح١، چاپ طباطبايى؛ وسائل الشيعه، ج١٦، باب ١ از ابواب اطعمه محرّمه، ص ٣٧٦،ح ١.