فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣١ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
من حنطة معلومة يطحنون بالدراهم، فلمّا فرغ الطحان مِن طحنه نقده الدراهم و قفيزاً منه، و هو شىء قد اصطلحوا عليه فيما بينهم، قال:
اين روايت نيز مورد استدلال محقّق اردبيلى و محقّق بحرانى و صاحب مناهل قرار گرفته است. (١٨٦)
٥. عن عمربن يزيد، قال: سألت أبا عبداللّه (ع) عن رجل ضمن عن رجل ضماناً ثم صالح عليه، قال:
اين روايت هم براى اثبات مشروعيت صلح ابتدايى مورد استدلال محقّق اردبيلى و مرحوم خوانسارى قرار گرفته است.
تمامى روايات مذكور داراى سند معتبر و صحيح مىباشند و در متون فقهى از آنها به صحيحه تعبير شده است.
نقد و بررسى:
١. رواياتى كه مورد استدلال قرار گرفتهاند، بلكه تمامى روايات باب صلح را مىتوان به دو قسم تقسيم نمود. در برخى از آنها ماده صلح در قالب يكى از مشتقات آن به كار رفته است، همچون روايت ٢،٣،٤و٥. و در برخى ديگر مانند روايت يك هيچ يك از مشتقات اين ماده استعمال نگرديده است. در صورت اوّل به دليل وضع لغوى ماده صلح مىتوان ادعا كرد كه روايت در اختلاف و نزاع پيشين ظهور دارد، و يا لااقل زمينه پيدايش چنين اختلافى را دارد و با چنين ظهور لفظى در روايات نمىتوان بر
(١٨٥) صدوق، من لايحضره الفقيه، ج٣،ص ٢١، حر عاملى، وسائل الشيعه، ج١٨،ص ٤٤٩.
(١٨٦) اردبيلى، مجمع الفائده ،ج٩،ص ٣٣١؛ بحرانى، الحدائق، ج٢١،ص ٨٤؛ طباطبايى، المناهل، ص ٣٤٢.
(١٨٧) طوسى، تهذيب الاحكام، ج٦،ص ٢١٠؛ كلينى، الكافى، ج٥،ص ٢٥٩؛ حرعاملى، وسائل الشيعه، ج١٨، ص ٤٢٧.