فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٩ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
يكى از دلايل اعتبار اين قرارداد ذكر كردهاند، متفطّن به اين اشكال شدهاند، و از اين جهت دليل فوق را تضعيف نمودهاند. ميرزاى قمى بعد از ذكر اين دليل مىگويد: «انصاف اين است كه لفظ صلح ظاهر در قطع شقاق و نفاق است» (١٧٦) . از اين جهت به نظر وى صلاحيت استدلال را ندارد. مرحوم سيد احمد خوانسارى بعد از ذكر دليل مذكور مىگويد: «وقد يتأمّل دلالة مثل النبوى (ص) و مافيه لفظ الصلح مِن الأخبار على العموم مِن جهة احتمال أنّ مفهوم الصلح ماكان مسبوقاً بالنزاع». (١٧٧) آن گاه براى اعتبار صلح ابتدايى به روايات خاص استناد مىنمايد.
٢. متن روايت مرسل نبوى (ص) كه مرحوم صدوق نقل كرده، گواه بر اين مىباشد كه صلح در روايت، مربوط به موارد نزاع و خصومت است، زيرا در آغاز روايت به قاعده مسلّم دادرسى اسلامى كه بيّنه و دليل را از مدعى، و سوگند را از منكر مطالبه مىنمايد، اشاره گرديده و اين گوياى آن است كه صلح در قسمت بعد، سازش و آشتى بعد از نزاع است.
يكى از مهمترين ادلهاى كه فقها براى اعتبار صلح ابتدايى اقامه نمودهاند، بعضى از روايات باب صلح مىباشد كه به زعم ايشان خالى از هر گونه سابقه نزاع و خصومتى است. از اين رو مىتواند دليلى محكم بر اعتبار صلح ابتدايى باشد.
رواياتى را كه فقيهان به آن استدلال نمودهاند بدين قرار است:
١. عن العلاء عن محمد بن مسلم، عن أبى جعفر عليه السلام، انّه قال: فى رجلين كان لكلّ واحدٍ منهما طعام عند صاحبه، ولايدرى كلٌّ واحد منهما، كم له عند صاحبه، فقال كلٌّ واحد منهما لصاحبه: لك ما عندك، و لى ما عندى، فقال:
(١٧٦) قمى، جامع الشتات،ج٣،ص ١٢١.
(١٧٧) خوانسارى، جامع المدارك، ج٣،ص ٣٩٣.
(١٧٨) صدوق، من لايحضره الفقيه، ج٣،ص ٢١؛ حرعاملى، وسائل الشيعه، ج١٨،ص ٤٤٥.