فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٧ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
حقوقدانان براساس مواد اين فصل و فقه اماميه اقدام به تعريف صلح كردهاند. مصطفى عدل و محمد بروجردى عبده با توجه به مواد ٧٥٢ و ٧٥٨ صلح را اين گونه تعريف نمودهاند:
«صلح عقدى است كه به موجب آن طرفين متعاقدين تنازع موجودى را قطع و يا ازتنازع احتمالى جلوگيرى مىنمايند، و يا به موجب آن طرفين مزبور معامله ديگرى مىنمايند بدون اينكه شرايط و احكام خاصّه آن معامله لازم الرعايه باشد» (٧٦) .
دكتر امامى صلح را اين گونه تعريف مىكند: «صلح عبارت از تراضى و تسالم بر امرى است، خواه تمليك عين باشد يا منفعت و يا اسقاط دين و يا حق و يا غير آن» (٧٧) .
اين تعريف دقيقاً همان تعريف رايج فقهاى اماميه بعد از شيخ انصارى مىباشد. دكتر لنگرودى تعريف جديدى ارائه مىنمايد: «صلح عبارت است از توافق براى ايجاد و يا انتفاى يك يا چند اثر حقوقى بدون اينكه بستگى به احكام خاصه عقود معيّنه داشته باشد.» (٧٨)
دكتر كاتوزيان براين باور است كه قانون مدنى به دليل پيشينه تاريخى آن در فقه اماميه در شناسايى ماهيت صلح خالى از ابهام نيست. (٧٩) او بعد از بررسى جايگاه صلح در فقه اماميه و ارزيابى قانون مدنى در اين باره، تعريف شيخ انصارى كه صلح را «تسالم» دانسته است بر مىگزيند و با برداشت خاصّى كه از تعريف شيخ دارد مىگويد: «بدين ترتيب در مفهوم و جوهر صلح نوعى «تسالم» يا به بيان ديگر گذشتهاى متقابل وجود دارد و همين
(٧٦) عدل، مصطفي، حقوق مدني، امير کبير، تهران، ١٣٤٢، چاپ هفتم، ص ٤٧٣. بروجردي عبده، محمد، حقوق مدني، مجمع علمي وفرهنگي مجد، تهران، ١٣٨٠، ص ٣٠٦.
(٧٧) امامى، سيد حسن، حقوق مدنى، كتابفروشى اسلامية، تهران، ١٣٧٦، چاپ سيزدهم،ج٢،ص ٣١٥.
(٧٨) جعفرى لنگرودى، محمد جعفر، حقوق مدنى، رهن و صلح، گنج دانش، تهران ١٣٧٠، چاپ دوم، ص ١٣٥.
(٧٩) كاتوزيان، ناصر، حقوق مدنى مشاركتها و صلح، گنج دانش، تهران، چاپ دوم،١٣٦٨،ص ٢٩٦.