فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٣ - نسخه خطى رساله جهاديه ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانى
لشكر ما به قتل رسيده و آنكه اطاعت ايشان كند چنان است كه اطاعت ما كرده باشد و هر كه ايشان را يارى نكند، نديم ندامت شود و محروم از شفاعت ما در روز قيامت باشد.
اى شيعيان و چاكران كه شنوندهايد گفتار ما را و پيروانيد كردار ما را، چون شما را خوانده شود اين كتاب و مسموع شود اين خطاب، بر آوريد تيغها از نيام و طلب كنيد خون شهدا را در اين مقام. بگوييد به آواز بلند كه دور و نزديك شنوند: كجا است غيرت اسلام؟ كجا است حميّت شريعت سيد انام؟ كجا است حرمت مردم و نساء كه پرده نشينان عفت و ناموساند و اكنون بعض ايشان محل زنا و فجور روساند؟ كجايند اهل ناموس از امم؟ كجايند آنان كه مىگفتيم در حق ايشان «اكثر شيعتنا العجم»؟ اگر نكوشيد با شنيدن اين كلام و نخواهيد جهاد دشمنان در اين مقام، نمىرسيد به شفاعت ما در روز قيام.
جناب سيد المجتهدين آقا سيد على (٦٠) (طاب ثراه) اجازت نامه به عربى نوشته مختصر ترجمه آن اين است:
بر هر مكلف بالغ و عاقل به شرط امكان و قدرت لازم است كه حفظ بيضه اسلام از تسلط كفار لئام كند، تا آن گروه بر مسلمين غالب نشوند و به تصرف نفوس و اموال ايشان نپردازند و رسوم اسلام مندرس نشود و شريعت مَلِكِ علاّم معطّل نماند. اين امر خطير منتظم نمىشود مگر به وجود رئيس و هر كه تجهيز عساكر و اشياع و تدبير جنود و اتباع كند و چون رياست و دولت و سلطنت و خلافت از جانب سلطان على الاطلاق «حق سلطانه» منتهى است، به فخر سلاطين عرب و عجم،
(٦٠) مراد مؤلف از اين عالم جليل القدر معلوم نشد. و احتمال مىرود كه مراد سيد على محمد فرزند محمد نقوى كه رساله جهاديه نوشته و در سال ١٣١٢ وفات نمود. نگاه كنيد به الذريعه، ج ٥، ص ٢٩٧، شماره ١٣٩٦.