فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢ - پيوند اعضا
مىكند، بنابر اين همه امور مربوط به مؤمن، به او واگذار شده است. واگذارى امور مؤمن به وى، به اين معناست كه حق تصميمگيرى و اختيار كارها به دست اوست و مفهوم عرفى آن اين است كه در اين زمينه براى وى حقى وجود دارد كه رعايت آن و جلب رضايت وى معتبر است و اين عبارتى ديگر از قاعده عقلايى «الناس مسلّطون على أموالهم و أنفسهم» مىباشد. روشن است كه اعطاى عضو به ديگرى از مصاديق آن امور است؛ لذا اختيار آن به دست اوست و بايد در اين زمينه از وى اجازه گرفت.
ب) اخبارى در باره قصاص عضو يا عفو از آن يا گرفتن چيزى در برابر آن ـ چه ديه باشد، بيشتر يا كمتر ـ بر اين دلالت دارند كه اختيار هريك از اقسام به مجنئ عليه واگذار شده و اين همان اعتبار حق نسبت به اعضايش مىباشد، به گونهاى كه اين حق اقتضا كرده كه امر جنايت به او سپرده شود و اين ابقاى حق سابق است نه تشريع امر جديد.
در صحيحه ابو بصير از امام صادق(ع) آمده است:
از امام(ع) در باره دندان و دستى كه عمداً شكسته شدهاند، پرسيدم: آيا ارش ثابت است يا قصاص؟ حضرت فرمود: قصاص. عرض كردم: اگر چندين برابر ديه بپردازند چه صورت دارد؟ فرمود:
مشاهده مىكنيد كه امام(ع) در اين روايت تنها راه فرار از قصاص را جلب رضايت مجنئعليه قرارداده و اين بيانى ديگر از ثبوت حق براى او در مورد عضوش مىباشد و اينكه قصاص يا گرفتن ديه يا هر مقدارى كه راضى شود، در اختيار اوست.
بسان اين روايت، موثقه اسحاق بن عمار از امام صادق(ع) است:
(١٤) وسائل الشيعه، ج١٩، باب ١٣ از ابواب قصاص طرف، ص ١٣٢، ح ٤ و ٣ .