فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤ - پيوند اعضا
او ظلم كرده و كار حرامى مرتكب شده است. از طرف ديگر اگر صاحب عضو به جهت غرضى عقلايى اجازه قطع عضو دهد، در جواز آن شكى نيست؛ والله العالم.
چند مسأله در قطع عضو
در صحيحه ابو ولاّد حنّاط از امام صادق(ع) آمده است:
هركس به عمد خود را بكشد در آتش جهنّم جاودان خواهد بود.
در ضمن خبر ناجيه از حضرت امام باقر(ع) آمده است:
مؤمن به هر بلايى گرفتار مىشود و به هر مرگى از دنيا مىرود امّا هرگز خودكشى نمىكند.
به مقتضاى اين روايت، مؤمن خود را نمىكشد و اگر چنين كند از ايمان خارج شده است. بنابر اين قطع اعضا اگر منجر به مرگ مؤمن شود ـ بسان قلب و مغز ـ جايز نيست.
ليكن ديگر اعضاى او كه پس از قطع آنها، همچنان زندگى ادامه مىيابد، به مقتضاى قواعد، قطع آنها جايز است. و تفاوتى ميان اعضايى كه عهده دار وظيفه اصلى زندگى اند مانند هر دو قرنيه چشم، يا عهده دار بخشى از آن وظيفهاند مانند يكى از دو قرنيه چشم، و اعضايى كه چنين ويژگى ندارند، نمىباشد ؛ بسان بخشى از پوست بدن يا خون يا برخى رگها كه گويا براى مواقع نياز ذخيره شدهاند؛ مانند آنچه در مورد رگى بزرگ در اطراف ساق گفته مىشود و در پيوند رگهاى قلب وقت بسته شدن، مورد استفاده قرار مىگيرد؛ چرا كه دليلى بر تفاوت
(١٧) همان، باب ٥ از ابواب قصاص نفس ، ج١٩، ص ١٣، ح ١ .
(١٨) همان، ح ٣.