فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٩ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
اينك براى مزيد اتقان به منابع فارسى مراجعه مىكنيم. در لغت نامههاى فارسى واژه «سلم» بيشتر به «آشتى» و گاهى به «صلح و آشتى» ترجمه شده است. (٣٩)
اگر چه بحث لغوى به درازا كشيد، ولى به جهت اهميت موضوع كه بررسى فراگير آن را مىطلبد سعى شد از ابعاد مختلف در باره واژه «صلح» تحقيق شود. در نهايت به اين نتيجه مىتوان رسيد كه در معناى حقيقى و اوّلى صلح، پيشينه خصومت و نزاع شرط مىباشد و حتى در مواردى كه زمينه و يا احتمال بروز اختلاف و نزاع وجود دارد استعمال اين واژه مجازى خواهد بود. البته اين مجاز به جهت وجود علاقه مجازى آشكار در زبان عربى و فارسى شايع است، ولى استعمال اين واژه و الفاظ مترادف آن همچون «سلم» و «آشتى» در مواردى كه هيچ پيشينه و زمينهاى ميان طرفين وجود ندارد تا بر اساس آن احتمال بروز اختلاف و نزاع وجود داشته باشد، غلط و يا استعمال مجازى بسيار بعيدى مىباشد كه نيازمند علاقه مجازيه است.
فصل دوم: انواع صلح
صلح داراى معناى عام و گستردهاى است كه شامل هر گونه فصل خصومت ميان متصالحين است، بدون آنكه موضوع خاصى براى خصومت تعيين گردد. از اين رو ممكن است طرفين صلح، زن و شوهرى باشند كه در مسائل خانوادگى اختلاف و نزاع دارند، يا از مسلمانان و كفارى باشند كه بعد از جنگ و اختلاف، اقدام به صلح نمودهاند.
بعضى از فقيهان شيعه و سنى در آغاز باب صلح ميان معناى عام صلح و معناى خاص آن تفاوت نهاده و تصريح كردهاند كه صلح به معناى عام شامل اقسام گوناگونى مىگردد كه
(٣٩) ابن معروف،كنز اللغات، ج٢،ص ٧٦٦. پادشاه، پيشين، ج٣،ص ٢٤٦٤. تفليسى، پيشين، ج٣،ص ١٥٦٨. دهار، دستور الاخوان، ج١،ص ٣٤٤؛ تاج الاسامى، ج١،ص ٢٥٦. لغت نامه دهخدا، ج٨،ص ١٢١٠٧ (به نقل از فرهنگهاى «برهان»، «جهانگيرى»، «غياث»، «منتهى الأرب»، «مهذب الاسماء»). كردى نيشابورى، يعقوب، كتاب البلغه، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، تهران، ١٣٥٠، ص ٣٧٦.