فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٣ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
در هر صورت اكثر قريب به اتفاق فقهاى شيعه بر خلاف اهل سنّت معتقد به اصالت صلح مىباشند و آن را در احكام و شرايط، تابع عقدى كه در نتيجه با آن يكسان است، نمىدانند. (٩٧) حتى بعضى از فقيهان اين قول را به همه شيعه نسبت داده و ياادعاى اجماع نمودهاند كه اين ادعا با رأى دو فقيه سابق الذكر منافات دارد.
قول به اصالت صلح از نظر علمى مقدمه پذيرش «صلح ابتدايى» نيست و مىتوان «صلح ابتدايى» را با پيش فرض فرعيت صلح پذيرفت، چنان كه محقّق اردبيلى و محقّق عاملى بر اين باورند كه شيخ طوسى اگر چه همچون شافعى صلح را فرع عقود ديگر مىداند ولى بر خلاف او سبق خصومت را در صلح لازم نمىشمارد. (٩٨) درعين حال فوايد و ثمرات فراوانى را كه فقها و حقوقدانان معاصر در «صلح ابتدايى» جستجو مىكنند در صورتى تحقق خواهد يافت كه صلح در احكام و شرايط تابع عقود ديگر همچون بيع، اجاره، ابراء، عاريه وهبه نباشد و به عنوان عقدى مستقل و بدون اشتراط هر گونه سابقه
(٩٧) ابن براج، عبدالعزيز، جواهر الفقه، مؤسسه نشر اسلامى، قم، ١٤١١، چاپ اوّل، ص ١٢٢. ابن ادريس، السرائر، ج٢،ص ٦٤. محقّق حلّى، شرائع الاسلام، ج٢،ص ٣٦٦. علامه حلى، مختلف الشيعه، ج٦،ص ٢١٣. علامه حلى، تذكرة الفقهاء، ج٢،ص ١٧٧. شهيد اوّل، دروس، ج٣،ص ٣٢٥. فاضل مقداد، ابن عبدالله، كتابخانه آيت الله مرعشى، قم ١٤٠٤، چاپ اوّل، ج٢،ص ١٩٩. كركى، جامع المقاصد، ج٥،ص ٤٠٦. كركى، رسائل كركى، ج١،ص ١٩٠؛ شهيد ثانى، مسالك الافهام، ج٤،ص ٢٥٧؛ شهيد ثانى، زين الدين، شرح لمعه، انتشارات داورى، قم، ١٤١٠، چاپ اوّل، ج٤،ص ١٧٣. شهيد ثانى، ابن فهد حلى، المهذب البارع، ج٢،ص ٥٣٧. اردبيلى، مجمع الفائده، ج٩،ص ٣٣٠. سبزوارى، كفاية الاحكام، ص ١١٦؛ فيض كاشانى، مفاتيح الشرائع، ج٣،ص ١٢٠. طباطبايى، رياض المسائل، پيشين، ج٩، ص ٤٢. شيخ الشريعه اصفهانى، نخبة الازهار، ص ٢٤٥، روحانى، محمد، منهاج الصالحين، پيشين، ج٢،ص ٢١٧. روحانى، فقه الصادق، ج٢٠،ص ١٩٣. بهجت، توضيح المسائل، ص ٣٩٩. خمينى، تحرير الوسيله، پيشين، ج١،ص ٥٦١. خويى، منهاج الصالحين، پيشين، ج٢،ص ١٩١. سيستانى، منهاج الصالحين، ج٢،ص ٣٢٦، گلپايگانى، هداية العباد، ج١،ص ٤٠٦. زين العابدين، محمد امين، كلمة التقوى، قم١٤١٣، چاپ سوم، ج٤،ص ١٩٥.
(٩٨) اردبيلى، مجمع الفائده، ج٩،ص ٣٣١. عاملى، مفتاح الكرامة، الدين و توابعه، ج٢،ص ٨١٤.