فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٥ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
براى اثبات ادّعا بايد به سنخ شناسى اصول آرمانى در سيره امام(ع) دست زد. در اين سنخشناسى به دو نوع اصول آرمانى بر مىخوريم:
امام(ع) در شرايط پيچيده سياسى نسبت به اصول صد درصد اخلاقى ـ كه عامل و مشخصه حيات و سلامت جامعه هستند ـ انعطاف نمىورزيد ولى در برابر دسته دوم از اصول آرمانى در يك چارچوب و حدود خاص انعطاف به خرج مىداد؛ يعنى در فرايند دستيابى به هدف با لحاظ واقعيتهاى سياسى، از آن اصول در مىگذشت. در زير هر يك را جداگانه بررسى مىكنيم:
١. دست نكشيدن امام (ع) از اصول اخلاقى
مطالعه ادبيات سياسى گوياى آن است كه تحليل و ارزيابى رابطه اخلاق با سياست در سه سطح انجام گرفته است:
١. جدا بودن حوزه اخلاق از سياست؛ تعدادى از دانشمندان دوره رنسانس ديوارى ميان سياست و اخلاق كشيده و معتقد شدند از آن جا كه هيچ گونه ترتّب منطقى ميان اين دو برقرار نيست و هر كدام حوزهاى جداگانه دارند، دخالت هر يك در حوزه ديگرى ناروا است. اگر رابطه محكم ميان مذهب و اخلاق را در نظر بگيريم، اين جمله معروف كه «كار قيصر را به قيصر و كار مسيح را به مسيح بايد واگذارد» تفسير خود را در چارچوب اين ديدگاه، باز مىيابد.
٢. اخلاق در خدمت سياست؛ به گواهى تاريخ، رفتار سياسى بسيارى از حكمرانان بر محور استفاده ابزارى از اخلاق در مسير دستيابى به اهداف سياسى بوده است. حتى