فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٣ - فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى احمد مبلغى
خواهد آمد. در غير اين صورت، تأكيد روزافزون بر تك مسألههاى فقهى و اكتفا كردن به اين، نتيجهاى جز سر در گم شدن در كوچههاى پيچ در پيچ سياست نخواهد شد. عدم برخوردارى از نظريههاى كلان، دميدن روح فقه فردى به عالم پيچيده سياست است. نظريه محورى در فقه سياسى سامان مندى را جايگزين درهم آميختگى، هم آوردى علمى را جايگزين برداشتهاى سليقهاى و كارامدى را جايگزين تورمى مأيوس كننده خواهد كرد. اگر نخواهيم در گردابى از پيچيدگىهاى انديشه و تحول سياسى گم آييم، مجبوريم كه از روش نظريهپردازى بهره گيريم. بررسى مقوله واقع گرايى و آرمان گرايى در فقه سياسى و نسبت هر يك از اين گرايشها با امام على ـ عليه السلام ـ رسالت اين مقاله است.
اگر چه اين دو گرايش بى رقيب نبوده و نظرياتى موازى با خود را در كنار دارند ولى به لحاظ اهميت و نيز قابليتى كه در تشريح رفتارهاى سياسى از آن برخوردار هستند مىتوان به آنها به عنوان دو نظريه كلى كه به تنهايى بيشتر گرايشهاى اصلى را توضيح مىدهند نگاه كرد.
امام على (ع) آرمان گرا بود يا واقع گرا ؟
در فرايند پىگيرى هدف، سه حالت را مىتوان در نظر گرفت:
١. شرايط سياسى و اجتماعى به خاطر مساعد بودن، پىگيرى هدف را در عين پاىبندى كامل به اصول آرمانى و چارچوبههاى آن، امكانپذير سازد.
٢. شرايط سياسى و اجتماعى از چنان پيچيدگىها و دشوارىهايى برخوردار باشد كه دستيابى به اهداف جز از رهگذر عدم پاىبندى كامل و تمام عيار به اصول آرمانى امكانپذير نباشد.
٣. پيچيدگىها و دشوارىهاى سياست، بازيگران را وادار سازد كه تنها به سهمى از پاىبندى به اصول آرمانى بسنده كنند و به اجراى آنها به صورت نيمبند بينديشند.
طرح پرسش از سيره و رفتار سياسى علوى بر پايه فرضهاى فوق، افق قابل ملاحظهاى را براى حكومت دينى ترسيم مىكند و نكات آموزندهاى را فرا روى قرار مىدهد.