فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٠ - بررسى سه فرع فقهى در بانكدارى اسلامى محمدمهدى آصفى
جعاله يا اجاره:
همچنين ممكن است ضمانت بانكى را كه متعهّد از بانك خواسته و بانك به تكليف متعهّد، او را براى طرف دوم «متعهّدله» ضمانت كرده، يك نوع جعاله يا اجاره بدانيم. بنابراين بانك درمقابل اين كار استحقاق مال الجعاله يا اجرت از متعهّد دارد. اين قرارداد اوّل بود.
قرارداد دوم
قرارداد دوم عبارت است از ضمانتى كه بانك از طرف اول(متعهد) به سود طرف دوم(متعهدله) انجام مىدهد، و به موجب اين قرار داد، بانك تعهد مالى طرف اول را براى طرف دوم تضمين مىكند، كه اگر طرف متعهّد تخلف كرد، بانك مبلغ ضمانت را به طرف متعهدءله بپردازد.
اين يك قرارداد چهارركنى است كه بانك به عنوان «ضامن» طرف ايجاب عقد، و متعهّدء له به عنوان «مضمونء له» طرف قبول عقد قرار بگيرد و ضمانت، و جبران تخلف متعهد ركن سوم عقد است؛ يعنى «مضمون»، و متعهد كه امر به اين ضمانت كرده «مضمونء عنه» است.
ضمانت به معناى به عهده گرفتن
درخور توجه است كه ضمانت دراين موارد به معناى معروف نقل از ذمه اى به ذمه ديگر ـ چنان كه درتعريف ضمان مىگويند ـ نيست . همچنين به معناى ضميمه ذمه اى به ذمّه ديگر هم نيست.
بستانكار دراين معامله درابتدا به بانك مراجعه نمىكند؛ بلكه به طرف خود ـ كه همان بدهكار باشد ـ رجوع مىكند، و چنانچه بدهكار از باز پرداخت بدهى خود سرباز زد، بستانكار مىتواند به بانك مراجعه كند تا به تعهد خود درمورد ضمانت اين بدهى عمل كند؛چون بانك فقط اين تعهد را نموده كه بدهكار بدهى خود را بپردازد.و درصورتى كه