فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٧
گذارد و تعيين اين مرتبه بلند پايه را كه تالى نبوّت و ثانى رسالت است به اقتضاى رأى امّت و مقتضاى اختيار ايشان تفويض نمايد، چنان كه طريقه اهل سنّت است.
همانا كسى كه از خرمن عقل يك جو بهره داشته باشد، هرگز اين قول باطل را باور ندارد و تجويز اين احتمال محال را نهايت حماقت طبع و سفاهت نفس و منتهاى مراتب سخافت عقل و طفافت حدس شمرَد. وهمانا كه عقل صريح مستقيم حكم كند كه درقانون حكمت بالغه و سنّت عنايت اولى واجب است كه امام خلق و خليفه رسول اللّه از جانب جناب مقدّس ربوبى منصوب و به نصّ صريح رسولِ الهى منصوص و به حسب استحقاق ذاتى و كمال جوهر نفس قدسى در فطرت اولى و اتّصاف به اوصاف ملكات ملكيّه و اصناف كمالات بشريّه در فطرت ثانيه به اين درجه عاليه مخصوص باشد، چنانچه مذهب شيعه است.
و منكر اين حقيقت درنظر صاحب نظران از دايره بصيرت عقلى خارج و از حوزه استقامت حليت فطرت انسانى بيرون مىماند: {وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَالَهُ مِنْ نُورٍ} (١٠١) .
باب دوم: آداب استنجاء
دراصطلاح لغت عبارت است از ازاله خبيثيّت بول و براز از مخرجين به طريق مقرّر شرعى. و براز (١٠٢) ـ به فتح باء موحّده ـ كنايت است از نجو ـ به فتح نون و اسكان جيم ـ و آن غايط است.
(١٠١) نور، آيه٤٠.
(١٠٢) حاشيه مؤلّف:«حق آن است كه براز به فتح، كنايت است از غايط و براز به كسر مصدر است به معنى حرب و مبارز ميانچه . ابن اثير در جامع الاصول و نهايه و مطرزى درمغرب و علامه زمخشرى درفايق و اساس البلاغه ذكر كرده اند. و آنچه جوهرى در صحاح گفته به كسر عبارت از غايط است، صحيح نيست و من بر آن اعتماد ندارم». منه قدّس سرّه.