فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٩ - رؤيت هلال آيت اللّه جعفر سبحانى
غروب از زير شعاع خورشيد خارج شود، ماه شرعى تحقق نمىيابد بلكه تحقق ماه شرعى منوط به خروج ماه از زير شعاع خورشيد به هنگام غروب است، حال يا از نظر حدوث و يا از نظر بقا به طورى كه خروج به هنگام غروب حدوثا يا بقاء تحقق بخش معناى هلال است و اين زمان خاص به عنوان مبدا ماه شرعى قرارداده شده است نه زمان قبل يا بعد از آن.
بر اين اساس، چنانچه هلال در عراق ديده شود و در چين كه شش ساعت از آن دور است، ديده نشود و هنگام غروب خورشيد در عراق، نيمه شب چين باشد، در اين صورت آيا آيه كريمه شامل اين مناطق شرقى خواهد بود و ساكنان اين مناطق كه در نيمه شب به سر مى برند مخاطب آيه شريفه هستند؟ با اين كه آيه گوشزد مىكند كه معيار اول ماه، هلال است و متبادر از هلال، هلال افق آنان است.
به عبارت ديگر متبادر به ذهن اين است كه معيار اول ماه، هلال هر منطقه براى اهالى آن منطقه به هنگام غروب خورشيد در سرزمينشان است. بنابراين آنچه اين محقق به پيروى از آيت اللّه خويى در مورد هلال فرموده كه هلال عبارت است از: خروج ماه از زير شعاع خورشيد به مقدارى كه اجمالا قابل رؤيت باشد، صحيح است اما تعريف ايشان تمام موضوع آغاز ماه شرعى را تشكيل نمىدهد، بلكه بايستى قيد به هنگام غروب هم به آن اضافه شود. اين قيد به مثابه مقوم مفهوم لفظ هلال است كه موضوع حكم روزه و ميزان تعيين وقت براى مردم قرار داده شده است ومعلوم است هلال در شهرى كه ديده شده است حدوثا متحقق است و در آفاق غربى آن شهر بقاء. ولى اگر هلال حدوثا در آفاق غربى ديده شود، درآفاق شرقى هنوز ماه به هنگام غروب خورشيد در تحت الشعاع و محاق است و هلال، نه حدوثا و نه بقاء، هنوز شكل نگرفته است. با توجه به اين مطالب، ايرادات بقيه سخنان ايشان نيز روشن مى شود، آن جاكه مى نويسد:
مدار، علم است و رؤيت راه وصول به آن است، به ويژه كه رؤيت در روايات با كلمه علم همراه شده است نه با راى و گمانه زنى. بنابراين مى فهميم كه امامان (ع)اصرار داشته اند مردم به آراء حدسى و گمان هاى