فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٦ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
وجداسازى آن از انصراف ناشى از چيرگى وجود، غير فنى به شمار آيد. امّا بايد توجه داشت كه دراين قسم، يك برجستگى وجودى در مصداق پديد مىآيد كه به آن موقعيت شأن نزول ـ يا به تعبير بهتر شأن استعمال ـ مىبخشد. يعنى برجستگى مصداق، سبب مىشود استعمال لفظ در يك مقطع خاص ـ نه براى هميشه ـ به گونه اى ناظر و نازل به آن ـيعنى مصداق ـ انجام بپذيرد.
درحالى كه در انصراف ناشى از غلبه، آنچه مطرح است، يك چيرگى كمّى وجودى است. يعنى وجود يك مصداق از نظر كمّى نسبت به مصداق هاى ديگر، غلبه پيدا مىكند و منشأ انصراف را همين كميّت تشكيل مىدهد.
البتّه با اين تفاوت كه در يكى از دو قسمِ اين انصراف، منشأ غلبه كمّى، اكمل بودن مصداق است و در ديگرى، مسأله اكمل بودن مصداق مطرح نيست؛ بلكه مصداق در خارج، به اعتبار دشوارى دست يابى به مصداق ديگر، فراوان جلوه مىكند و دست يابى به آن سهل مىگردد.
در انصراف ناشى از شرايط ويژه، بحث كمّيت مطرح نيست، برجستگى مصداق، منشأ انصراف مىشود؛ با قطع نظر از آن كه از نظر كمّيت نيز آيا برتر از مصاديق ديگر است يانه؟
حيثيت كميت لحاظ نمىشود؛ بلكه خصوصيت يا خصوصياتى كه در مصداق وجود يافته و موجب برجستگى آن گشته است، منشأ انصراف مىشود مانند خصوصيات موجود در لهو و لعب مجالس بنى عباس. در حالى كه در انصراف ناشى از غلبه، منشأ انصراف يك وضعيت كمى است؛ هرچند كه اين كميت ريشه در يك وضع كيفى ـ مانند اكمل بودن مصداق ـ داشته باشد.
سخن آخر اين كه ميان چيرگى وجود از نظر كيفى و كمى بايد تفاوت نهاد. البته هيچ منعى ندارد ما همين قسم را تحت انصراف ناشى از غلبه قراردهيم؛ يعنى مَقسم را عنوان ناشى از غلبه بدانيم و دو قسم كمى و كيفى را زير پوشش آن جاى دهيم. ولى بايد دانست كه ميانشان از نظر حكم ـ كه مهم همين است ـ نبايد خلط نمود. هريك