فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٢ - وجدان فقهى(١) احمد مبلّغى
انصراف ناشى از غلبه نشأت گرفته از سهولت دست يابى به مصداق، به سه قسم قابل تقسيم است:
يك.غلبه عادى (در برابر ندرت عادى) .
دو.غلبه شديد در برابر ندرت ملحق به عدم.
سه.غلبه اى كه وضع آن از نظر قرار گرفتن در قسم اوّل يا دوم اجمال دارد.
آنچه قبلا گذشت كه انصراف ناشى از غلبه اعتبار ندارد و مانع اطلاق نمىشود، انصرافى است كه از غلبه عادى نشأت گيرد؛ مانند انصراف لفظ «آب» درعراق به فرات. پرواضح است كه ندرت غير فرات درآن ديار،ملحق به عدم نيست.
گفتنى است اگر انصراف ناشى از غلبه دراين صورت ـ كه غلبه عادى است ـ را معتبر بشمريم، به فروپاشى بسيارى از اطلاقات موجود در روايات ـ اگر نگوييم بيشتر آنها ـ بايد تن دهيم. يكى از فقيهان مىگويد:
لوكان مجرد أُنس الذهن ببعض أفراد المطلق من جهة غلبة الوجود سبباً لانصرافه إلى تلك الافراد، لم يبق لنا إطلاق في أكثر المقامات؛ (٤٧)
اگر صِرف انس ذهن به برخى از افراد مطلق ـ كه از غلبه وجودى اين افراد پديد آمده است ـ موجب انصراف شود، در بيشتر موارد اطلاقى باقى نمىماند.
امّا اگر انصراف از غلبه شديد بتراود، ديگر نبايد بى اعتبارش به شمار آوريم؛ چنان كه عالمان، به اين موضوع تصريح كرده اند.
وجه اعتبار انصراف دراين صورت، آن است كه چنين فرد نادرى از آن جا كه دركانون توجه اذهان جاى نمىيابد، زير چتر دلالت عرفى لفظ نيز جاى نمىگيرد و پيدا است كه يك لفظ دراين وضعيت نمىتواند نسبت به فرد نادر اطلاق داشته باشد.
شهيد صدر مىگويد:
اللهم إلا إذا كانت الندرة بدرجة بحيث يرى ماوضع له اللفظ ليس مقسماً
(٤٧)كتاب الطهارة،تقريرات درس فانى،ج١،ص٣٠١.