اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٢٧ - فصل نهم در حفظ صحت نفس كه آن بر محافظت فضايل مقصور بود
يافتن از او مشغول گردد و ظاهر است كه جز ديوانگان بر چنين حركات اقدام ننمايند.
و ليكن چون عاقل هيجان اين دو قوت با مزاج گذارد دواعى طبيعت خود بكفايت اين مهم اقدام نمايد چه ايشانرا در اين باب بمدد و معونت فكر و ذكر زياده حاجتى نيفتد و چون در وقت هيجان مقدار آنچه حفظ صحت بدن بدان مقدر بود و در تبقيه آن نوع ضرورى باشد بتوسط تفكر و تذكر معين كند تا در استعمال تجاوز حد لازم نيايد امضاى سياست ربانى و مقتضاى مشيت او بتقديم رسانيده باشد.
و همچنين بايد كه نظر دقيق بر اصناف حركات و سكنات و اقوال و افعال و تدابير و تصرفات مقدم دارد تا بر حسب اجراى عادتى مخالف اراده عقلى چيزى از او صادر نشود و اگر يكدو نوبت آن عادت سبقت يابد و فعلى مخالف عزم از او در وجود آيد عقوبتى بازاى آن گناه التزام بايد نمود.
مثلا اگر نفس بمطعومى مضر مبادرت كند در وقتيكه احتماء (پرهيز) مهم بود او را مالش دهد بامتناع از طعام و التزام صيام چندانكه مصلحت بيند و در توبيخ و تعيير (سرزنش) و ايلام مبالغه كند.
و اگر در غضبى نه بجايگاه، مسارعت كند او را بتعرض سفيهى كه كسر جاه كند يا بنذر و صدقه كه بر او دشوار آيد تأديب كند، در كتب حكماء آوردهاند كه اقليدس صاحب هندسه سفهاى شهر خويش را در سرّ بمزد گرفتى تا در ملاء او را توبيخ كردندى و نفس او از آن مالش يافتى
و اگر از نفس خويش كسلى نه بموضع احساس كند او را بمشقت مزيد اعمال صالحه و مقاسات تعبى زايد بر معهود تكليف كند فىالجمله