اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٠٢ - فصل پنجم در سياست خدم و عبيد
و از ارباب صور متفاوت و خلقتهاى مختلف تحاشى واجب دانند كه در اغلب احوال خلق تابع خلق افتد.
و در امثال فرس آمده كه نيكوترين چيزى از زشت، صورت او بود
و در خبر آمده است كه «اطلبوا الخير عند حسان الوجوه».
و از معلولان چون اعور و اعرج و ابرص و مانند ايشان، تجنب بايد نمود و بر صاحب كياست و دها اعتماد كردن از احتياط دور باشد، چه بسيار بود كه كرپزى و مكر و احتيال با اين دو خصلت مقارن افتد.
و حياء و عقل اندك بر شهامت بسيار كه با وقاحت بود اختيار بايد كرد. چه حياء بهترين خصلتها است در اين باب.
و چون خادم ميسر شود او را بصناعتى كه بصلاحيت آن موسوم باشد مشغول گردانند و امور او را مكفى نمايند، و از كارى بكارى و صناعتى بصناعتى تحويل نفرمايند، بل بر آنچه طبع او بدان مايل بود و آلات آن او را حاصل، قناعت كنند، چه هر طبيعتى را با صناعتى خاص خاصيتى بود
و اگر از اين قانون مجاوزت كنند مانند آنكس باشد كه باسب حرث (زراعت) نمايد و گاو را دويدن فرمايد.
و چون بر كارى انكار خواهد كرد نشايد كه انكار او عين صرف باشد از آن كار، چه اين فعل تنگدلان و بيصبران باشد و هرگاه كه صرف كند ببدلى بهتر محتاج گردد و حكم بدل همين حكم بود تا از منفعت خدمت محروم ماند.
و در دل خدم بايد كه مقرر كرده باشند كه ايشان را بمفارقت او طريقى و سببى نخواهد بود بهيچوجه و سبب، تا هم بمروت نزديك باشد و هم بوفاء و كرم لايق. و هم خادم شرط شفقت و هوادارى و متابعت و احتياط بجا آرد، چه اين افعال آنگاه از او صادر شود كه خود را در نعمت و مال