اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٩٩
خود ارسطاطاليس را فرموده است ميگويد معبود خويش را بشناس و حق او نگاهدار، و هميشه با تعليم و تعلم باش و عنايت بر طلب علم مقدم دار، و اهل علم را بكثرت علم امتحان مكن، بلكه اعتبار حال ايشان بتجنب از شر و فساد كن.
از خدايتعالى چيزى مخواه كه نفع آن از تو منقطع بود و متيقن باش كه همه مواهب از حضرت اوست، و از او نعمتهاى باقى و فوايدى كه از تو مفارقت نتواند كرد التماس كن، هميشه بيدار باش كه شرور را اسباب بسيار است، و آنچه نشايد كرد بآرزو مخواه، و بدانكه انتقام خدايتعالى از بنده بسخط و عتاب نبود بلكه بتقويم و تأديب باشد، بر تمناى حياتى شايسته اقتصار مكن تا موتى شايسته بآن مضاف نبود
حيات و ممات را شايسته مشمر مگر كه وسيله اكتساب خير بوده باشد، بر آسايش و خواب اقدام مكن مگر بعد از آنكه محاسبه نفس خود در سه چيز بتقديم رسانيده باشى.
اول- انكه تأمل كنى در آنروز هيچ خطا از تو واقعشده است يا نه؟
دوم- آنكه تأمل كنى كه هيچخير اكتساب كرده يا نه؟
سوم- آنكه تأمل كنى كه هيچ عمل بتقصير كرده يا نه
و باز فكر كن كه چه بوده در اصل و چه خواهى شد بعد از مرك و هيچكس را ايذاء مكن كه كارهاى عالم در معرض تغير و زوال است بدبخت آنكس بود كه از تذكر عاقبت غافل بود و از زلت باز نايستد
تكبر مايه خود مساز از چيزهائى كه از ذات تو خارج بود، و در فعل خير با مستحقان انتظار سئوال مدار بلكه پيش از التماس افتتاح كن
حكيم مشمر كسى را كه بلذتى از لذتهاى عالم شادمان بود يا از مصيبتى از مصايب عالم جزع كند و اندوهگين شود