اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩١ - فصل ششم فرق ميان فضايل و آنچه شبيه بفضايل بود از احوال
چه شير بقوت و تفوق خود وثوق دارد و بر ظفر مشرف است پس اقدام بطبيعت غلبه و قدرت باشد نه بطبيعت شجاعت باز آنكه در اغلب مقصود از ازاله مقاومت عارى باشد، و مثل او با فريسه مثل مبارزى تمام سلاح بود كه قصد ضعيفى بىسلاح كند، بعدما آنكه آنچه شرط فضيلت است در او مفقود است.
و ليكن شجاع بحقيقت آنكس بود كه حذر او از ارتكاب امرى قبيح و شنيع زياده از حد او باشد از انصرام حيات، و بدين سبب قتل جميل را بر حيات مذموم ايثار كند، هرچند لذت شجاعت در مبادى شجاعت احساس نيفتد كه مبادى شجاعت مؤدى بود بخوف هلاكت. و ليكن در عواقب امور احساس افتد، چه در دار دنيا و چه بعد از مفارقت، خاصه آنجا كه بذل نفس در حمايت حق و در راه بارى عز و علا و در مصلحت دو جهانى خود و اهل دين كرده باشد
چه آنكس كه اين سيرت دامنگير او شود داند كه بقاى او در عالم فانى روزى چند معدود خواهد بود هر آينه سرانجام كار مرگست، و رأى او در محبت حق و قدم او در فضيلت ثابت و مستقيم باشد، پس ذب از دين و حمايت حرمت از دشمن و كوتاه گردانيدن دست متغلب از ياران و عشيره و از اهل دين و جهاد در راه خدايتعالى اختيار كند، و از گريختن ننك دارد و داند كه بددل در اختيار فرار طلب بقاى چيزى ميكند كه بهيچ حال باقى نخواهد ماند، و از روى حقيقت طالب محالست، باز آنكه اگر روزى چند مهلت يابد عيش او منغص و حيات او مكدر بود و در معرض خوارى و مذلت مشقت و مذمت روزگار گذراند، پس تعجيل مرك بافضيلت شجاعت و ذكر باقى و ثواب ابد دوستتر دارد از تأخيرش با چندين محنت و آفت
و سخن شجاع باتفاق امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السّلام كه از محض