اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٠ - فصل ششم فرق ميان فضايل و آنچه شبيه بفضايل بود از احوال
در ايشان موجود نبود مانند كسانيكه بر مباشرت حروب و ركوب كروب و اهوال و خطرها اقدام نمايند، در طلب مالى يا ملكى يا چيزى ديگر از انواع رغايب كه حصر آن ممكن نبود، چه باعث بر اين اقدام طبيعت شره باشد نه طبيعت فضيلت و مصابرت و ثبات بر امثال اين اهوال نه از فرط شجاعت بلكه از غايت حرص و تهمت بود، چه نفس شريف را در معرض خطر نهادن و بر مكاره عظيم اقدام نمودن در طلب مال، يا چيزيكه جارى مجراى مال بود نهايت خساست همت و ركاكت طبع تواند بود و بسيار بود كه عيار پيشگان باعفاء و شجعان مشابهت نمايند با اينكه دورترين همه خلق باشند از فضل و فضيلت تا بحديكه اعراض از شهوات و صبر بر عقوبات سلطان از ضرب سياط و قطع اعضاء و اصناف جراحات و نكابات كه آنرا التيام نبود از ايشان صادر شود و باشد كه باقصى مراتب صبر برسند و بدست و پا و گوش بريدن و چشم كندن و انواع عذاب و نكال و مثله و صلب و قتل رضا دهند تا اسم و ذكر در ميان قوم و ابناى جنس و شركاى خويش كه در سوء اختيار و نقصان فضيلت مانند ايشان باشند باقى و شايع گردانند.
و همچنين شجاعت نمايد كسى كه از ملامت قوم و عشيره يا از خوف سلطان يا از سقوط جاه محترز باشد، و يا كسيكه بارها بطريق اتفاق بر اقران ظفر يافته باشد، تا ثقتى كه از تكرار آن عادت در تخيل او راسخ بود و عدم معرفتى كه بمواقع اتفاقات او را حاصل باشد، موجب معاودت او بامثال آنحال باشد. و همچنين عشاق در طلب معشوق از غايت رغبت در فجور يا از فرط حرص بر تمتع از مشاهده او خويشتن را در ورطههاى مخوف اندازند و مرك بر حيات اختيار كنند.
و اما شجاعت شير و فيل و ديگر حيوانات اگرچه شبيه بشجاعت بود اما نه شجاعت بود.