اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٦٧ - فصل چهارم در سياست ملك و آداب ملوك
افتد و اهل اين قرن از اقتناى خيرات معطل مانند و اين جمله تبعه سوء تدبير يكتن باشد.
و بر جمله بايد كه با خود انديشه نكند كه چون زمام حل و عقد عالم در يد تصرف من آمده است بايد كه در ساعات راحت و فراغت من بيفزايد كه اين تباهترين اسباب فساد رأى ملوك باشد بلكه سبيل او آن بود كه از ساعات لهو و راحت بل از ساعات امور ضرورى مانند طعام و شراب خوردن و خواب كردن و معاشرت با اهل و ولد كاهد و در ساعات عمل و تعب و فكر و تدبير افزايد و بايد كه اسرار خود پوشيده دارد تا بر اجالت رأى قادر بود و از آفت مناقصت ايمن و نيز اگر دشمن خبر يابد بتحرز و تحفظ دفع تدبير او بكند و طريق محافظت اسرار با احتياج بمشاورت و استمداد عقول آن بود كه مشاورت با اصحاب نيل و همت و عزت و تدبير كند كه ايشان ازاعت رأى نكنند و با ضعفاى عقول مانند زنان و كودكان البته نگويد.
و چون رأى مصمم شود افعالى كه ضد آنرأى اقتضا كند با افعاليكه مبادى امضاى آن رأى بود آميخته كند و از ميل بيكى از دو طرف يعنى طرف رأى و طرف نقيضش اجتناب نمايد كه هردو فعل مظنه تهمت و طريق استنباط و استكشاف آن فكر بود. و بايد كه دايما منيهان و متجسسان بتفحص از امور پوشيده و خصوصا احوال دشمنان مشغول باشند و از احوال دشمنان و خصوم، رأيهاى ايشان معلوم كند، چه بزرگترين سلاحى در مقاومت اضداد، وقوف بود بر تدبير ايشان و طريق استنباط رأى بزرگان آن بود كه در احوال و افعال ايشان از اخذ عزم و اعداد عدت و اهبت و جمع متفرقات و تفريق مجتمعات و امساك از آنچه مباشرت آن معهود بوده باشد، مانند احضار غايبان و اشاره بغيبت حاضران و مبالغه در تفحص اخبار حرص