اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨١ - فصل سوم در معرفت سياست و تدبير اهل
و افاعى بتر باشد و اگر خلاص متعذر باشد چهار نوع حيله بر آن بكار بايد داشت اول بذل مال چه حفظ نفس و مروت و عرض بهتر از حفظ مال بود و اگر مالى بسيار صرف بايد كرد و خويشتن را از او باز خريد آن مال را حقير بايد شمرد.
دويم- نشوز و بدخوئى و هجرت مضاجع بر وجهى كه بفسادى اداء نكند بجا آرد.
سيم لطايف حيل مانند تحريص عجايز بر تنفير او و ترغيب بشوهرى ديگر و رغبت نمودن بظاهر بدو و از مفارقت ابا كردن تا باشد كه او را بر مفارقت حرصى پديد آيد فى الجمله استعمال انواع مسامحت و ممانعت و ترغيب و ترهيب كه موجب فرقت بود لازم داند.
چهارم و آن بعد از عجز بود از ديگر تدبيرها آنكه او را بگذارد و سفرى دور اختيار كند بشرط آنكه او را مانعى از اقدام بر فضايح نصب كرده باشد تا اميد او منقطع شود و مفارقت اختيار كند.
و حكماء عرب گفتهاند كه از پنج زن حذر واجب بود: حنانه و منانه و انانه و كية القفاء و خضراء الدمن.
اما حنانه زنى بود كه او را فرزندان باشند از شوهر ديگر و پيوسته بمال اين شوهر بر ايشان مهربانى نمايد.
و اما منانه- زنى بود متموله كه بمال خود بر شوهر منت نهد
و اما انانه- زنى بود كه پيشتر از اين شوهر حالى بهتر داشته باشد يا شوهرى بزرگتر را ديده و پيوسته از اينحال و شوهر بشكايت و انين باشد.
و اما كية القفاء زنى بود غير عفيفه كه شوهر از او هر محفلى كه غايب شود مردمان بذكر او داغى برقفاى آنمرد نهند.