اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨٧ - فصل چهارم در سياست و تدبير اولاد
و بر آن تحريص كنند كه با كودكان بركند و مكافات جميل بجا آورد تا سود كردن بابناى جنس خود بعادت گيرد و زر و سيم را در چشم او نكوهيده دارند كه آفت زر و سيم از آفت سموم افاعى بيشتر است و بهروقت اجازت بازى كردن دهند ليكن بايد بازى او جميل بود و بهر تعبى و المى زياده مشتمل نباشد تا از تعب ادب آسوده شود و خاطر او كند نگردد و طاعت پدر و مادر و معلم و نظر كردن بايشان بعين جلالت بعادت او كنند تا از ايشان ترسد و اين ادب از همه مردم نيكو بود و از جوانان نيكوتر، چه تربيت بدين قانون مقتضى محبت فضايل و احتراز از رذايل باشد.
و ضبط نفس كنند از شهوات و لذات و صرف فكر در آن تا بمعالى امور ترقى نمايد.
و بر حسن حال و طيب عيش و ثناى جميل و قلت اعداء و كثرت اصدقاء از كرام و فضلاء روزگار گذراند و چون از مرتبه كودكى بگذرد و اغراض مردمان فهم كند او را تفهيم كنند كه غرض از ثروت و ضياع و عبيد و خول و خيل و طرح فرش ترفيه بدن و حفظ صحت است تا معتدل المزاج بماند و در امراض و آفات نيفتد، چندانكه استعداد و تاهب دار البقاء حاصل كند، و باو تقرير دهند كه لذات بدنى خلاص از آلام باشد و راحت يافتن از تعب تا اين قاعده را التزام نمايد.
پس اگر از اهل علم بود تعلم علوم بر تدريجى كه ياد كرديم اول علم اخلاق و بعد از آن علوم حكمت نظرى آغاز كند تا آنچه در مبدء بتقليد گرفته باشد او را مبرهن شود و بر سعادتى كه در بدو نما بىاختيار او را روزى شده باشد شكر گذارى و ابتهاج نمايد.
و اولى آن بود كه در طبيعت كودك نظر كنند و از احوال او بطريق فراست و كياست اعتبار گيرند تا اهليت و استعداد از چه صناعت و علم در