اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨٠ - فصل سوم در معرفت سياست و تدبير اهل
و حكماء گفتهاند كه زن شايسته تشبه نمايد بمادران و دوستان و كنيزكان. و زن بد تشبه نمايد بجباران و دشمنان و دزدان.
اما تشبه زن شايسته بمادران چنان بود كه قربت و حضور شوهر خواهد و غيبت او را مكاره بود و رنج خود در طريق حصول مراد و رضاى او احتمال كند چه مادر با فرزند همين طريق سپرد.
اما تشبه او بدوستان چنان بود كه بر آنچه شوهر باو دهد قانع بود و او را از آنچه از او باز دارد و ندهد معذور دارد و مال خويش از او دريغ ندارد و در اخلاق با او موافقت نمايد.
و اما تشبه او بكنيزكان، چنان بود كه مانند پرستاران تذلل نمايد و خدمت بشرط كند و بر تندخوئى شوهر صبر نمايد و در افشاى مدح و ستر عيب او كوشد و نعمت او را شكر گذارد و در آنچه موافق طبع او نبود با شوهر عتاب نكند.
و اما تشبه زن ناشايسته بجباران چنان بود كه كسل و تعطيلرا دوست دارد و فحش گويد و تجنى بسيار نهد و خشم بسيار گيرد و از آنچه موجب خوشنودى و خشم شوهر بود غافل باشد و خدم و جاريه را بسيار رنجاند.
اما تشبه او بدشمنان: چنان بود كه شوهر را حقير شمارد و باو استخفاف كند و درشت خوئى نمايد و جحود احسان او كند و از او حقد گيرد و شكايت كند و معايب او باز گويد.
و اما تشبه او بدزدان چنان بود كه در مال او خيانت كند و بىحاجت از او سئوال نمايد و احسان او حقير شمرد و در آنچه او كاره بود الحاح كند و بدروغ دوستى فرا نمايد و نفع خود بر نفع او ايثار كند و كسيكه بزنى ناشايسته مبتلا شود تدبير او طلب خلاص باشد از او چه مجاورت زن بد از مجاورت سباع