اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٢ - فصل ششم فرق ميان فضايل و آنچه شبيه بفضايل بود از احوال
شجاعت صادر شده است مصداق اين معنى است و آنسخن اينست:
قال عليه السلام لا صحابه يا ايها الناس انكم ان لا تقتلوا تموتوا و الذى نفس ابن ابيطالب بيده لالف ضربة بالسيف على الرأس اهون من ميتة على الفراش.
و حال شجاع در مقاومت هواى نفس و تجنب از شهوت همين حال بود كه گفتهاند.
و هركه حد شجاعت كه پيش از اين ياد كرديم تصور كرده باشد داند كه افعالى كه برشمرديم هرچند شبيه است بشجاعت، اما از مفهوم شجاعت خارج است و معلوم او شود كه نه هركه بر اهوال اقدام نمايد يا از فضايح نه انديشد شجاع بود.
چه كسانيكه از ذهاب شرف و فضيحت حرمت باك ندارند يا از آفتهاى هايل، چون زلازل سخت و صواعق متواتر و يا از علتهاى مزمن و امراض مؤلم يا از فقدان ياران و دوستان، يا از موج و آشوب دريا در وقتيكه در معرض اين بليات باشند خائف نشوند بجنون يا وقاحت نزديكتر باشند از آنكه بشجاعت.
و همچنين كسى كه در حال امن و فراغت خويشتن را در خطر افكند بدان وجه كه بر طريق آزمايش از بالاى بلند بجهد يا بر روى ديوارى يا كوهى تند خطرناك برشود، يا خويشتن را در گردابى افكند و در سباحت ماهر نبود، يا بىضرورتى در معرض شترى مست يا گاوى نافرهيخته يا اسبى تند رياضت نايافته بشود تا بشجاعت فراكند و مقدار خود در مردى و قوت بمردمان نمايد نسبت او بتصلف (لاف زدن) و حماقت بيشتر باشد از آنكه بشجاعت.
و اما افعال كسانيكه خويشتن را خفه كنند يا بزهر بكشند يا در