اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٥٠ - فصل سوم در اقسام اجتماعات و شرح احوال مدن
و خود را بفضيلت منسوب دارند و شبيهترين مدن جاهليت بمدينه فاضله اين مدينه بود خاصه كه مراتب رياست بر قلت و كثرت نفع مقدر دانند و چون كرامت در امثال اينمدينه بافراط رسد مدينه جباران شود و نزديك بود كه بمدينه تغلب گردد.
اما مدينه تغلب- اجتماع جماعتى بود كه تعاون يكديگر را بدان سبب كنند كه ايشانرا بر ديگرى غلبه بود. و اين تعاون آنگاه كنند كه همه جماعت در محبت غلبه اشتراك داشته باشند و اگرچه بقلت و كثرت متفاوت باشند و غايت غلبه متنوع بود، بعضى باشند كه غلبه براى خون ريختن خواهند و برخى باشند كه غلبه براى مال بردن خواهند و جمعى باشند كه غرض ايشان استيلا بود بر نفوس مردمان و ببندگى گرفتن ايشان
و اختلاف اهل مدينه بحسب فرط و قصور اين محبت بود و اجتماع ايشان بجهت تغلب بود در طلب دماء يا اموال يا ازواج و نفوس تا از ديگر مردمان انتزاع كنند و لذت ايشان در قهر و اذلال بود. و بدين سبب گاه بود كه بر مطلوبى ظفر يابند بىآنكه كسيرا قهر كنند و بدان مطلوب التفات نكنند و ازو درگذرند
و از ايشان بعضى باشند كه قهر بطريق كيد و فريب دوستتر دارند و برخى باشند كه بمكابره و مكاشفه دوستتر دارند و جمعى باشند كه هردو طريق استعمال كنند و بسيار بود كه كسانيكه غلبه بر دماء و اموال بطريق قهر خواهند چون بسر شخصى خفته رسند بتعرض خون و مال او مشغول نشوند بلكه اول او را بيدار كنند و گمان برند كه قتل او در حالى كه او را امكان مقاومتى بود بهتر باشد و آن قهر در نفوس ايشان لذيذتر آيد، و طبيعت اين طايفه اقتضاى قهر كند على الاطلاق الا آنكه از قهر مدينه خود امتناع نمايند بسبب احتياج بتعاون يكديگر در بقا و در غلبه