اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨ - فصل در ذكر مقدمه كه تقديم آن بر خوض در اين مطلوب واجب شود
آن و آنرا فلسفه اولى گويند و فروع آن چند نوع بود چون معرفت نبوت و امامت و احوال معاد و آنچه بدان ماند.
و اما اصول علم رياضى چهار نوع بود:
اول معرفت مقادير و احكام و لواحق آن و آنرا علم هندسه خوانند دوم معرفت اعداد و خواص آن و آنرا علم عدد خوانند سوم معرفت اختلاف اوضاع اجرام علوى به نسبت با يكديگر و با اجرام سفلى و مقادير حركات و اجرام و ابعاد ايشان و آنرا علم نجوم خوانند و احكام نجوم خارج از اين دو نوع افتد چهارم معرفت نسبت مؤلفه و احوال آن و آنرا علم تأليف خوانند و چون در آوازها بكار دارند باعتبار تناسب با يكديگر و كميت زمان حركات و سكنات كه در ميان آوازها افتد آنرا علم موسيقى نامند و فروع علم رياضى چند نوع بود چون علم مناظره و مرايا و علم جبر و مقابله و علم جرّ اثقال و نير انجات و غير آن.
و اما اصول علم طبيعى هشت صنف بود.
اول معرفت مبادى متغيرات چون زمان و مكان و حركت و سكون و نهايت و لانهايت و غير آن و آنرا اسماء طبيعى گويند.
دوم معرفت اجسام بسيطه و مركبه و احكام بسايط علوى و سفلى و آنرا اسماء و عالم گويند.
سوم معرفت اركان و عناصر و تبدل صور بر ماده مشتركه و آنرا علم كون و فساد گويند.
چهارم معرفت اسباب و علل حدوث حوادث هوائى و ارضى مانند رعد و برق و صاعقه و باران و برف و زلزله و آنچه بدان ماند و آنرا آثار علوى خوانند.
پنجم معرفت مركبات و كيفيت تركيب آن و آنرا علم معادن خوانند