اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٥٦ - فصل دهم در معالجه امراض نفس و آن بر ازاله رذايل مقدر بود
تباهترين آن افراط شهوت و محبت بطالت و حزن و حسد است، و اين امراض يكى از حيز افراط و يكى از حيز تفريط و سوم و چهارم از حيز ردائت كيفيت باشد و معالجات آن اينست:
علاج افراط شهوت، پيش از اين در ابواب گذشته شرحى بر مذمت شره و حرصى كه متوجه بطلب التذاذ بود از مأكولات و مشروبات بطريق اجمال تقديم يافته است و دنائت همت و خساست طبيعت و ديگر رذايلى كه بتبعيت اين حالت حاصل آيد، مانند مهانت نفس و شكم پرستى و مذلت تطفل و زوال حشمت، از بيان و تقرير مستغنى باشد، و نزديك خواص و عوام ظاهر و انواع امراض و آلام كه از اسراف و مجاوزت حد حادث شود در كتب طب مبين و مقرر است و علاجات آن مدون و محرر.
و اما شهوت نكاح و حرص بر آن از معظمترين اسباب نقصان و دنائت و انهماك (لاغرى) بدن و اتلاف مال و اضرار عقل و اراقت (ريختن) آبروى باشد، و محمّد غزالى رحمه اللّه قوت شهوت را بعامل خراجى ظالم تشبيه كرده است. ميگويد كه همچنانكه او را در جبايت (گرد كردن) اموال خلق دست مطلق باشد، و از سياست پادشاه و تقوى و رقت طبع مانعى و وازعى نه همه اموال رعيت بستاند و همگنانرا بفقر و فاقه مبتلا گرداند، قوت شهوت نيز اگر مجال يابد، و بتهذيب قوت تميز و كسر قوت غضب و حصول فضيلت عفت تسكين او اتفاق نيفتد، جملگى مواد غذا و كيموسات صالحه در وجه خود صرف كند و عموم اعضاء و جوارح را نزار و ضعيف گرداند.
و اگر بر مقتضاى عدالت مقدار واجب در حفظ نوع بكار دارد مانند عاملى بود كه بر سيرت عدل قدر مايحتاج از مؤديان خراج حاصل كند و در اصلاح ثغور، و ديگر مصالح جماعت صرف كند، و بايد كه صاحب اين شره با خود محقق كند كه مشابهت زنان بيكديگر در باب