اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٩٢ - فصل هفتم در كيفيت معاشرت باصناف خلق
و اگر فروتر بود در رسيدن بدرجه آن صنف جهد نمايد و حال معاشرت هم باختلاف احوال مراتب مختلف باشد
اما معاشرت با صنف بلندتر از آنچه در فصل پنجم ياد كرديم معلوم باشد، و اما معاشرت با صنف مقابل متنوع بود بسه نوع:
اول معاشرت با دوستان
دوم معاشرت با دشمنان
سوم معاشرت با كسانيكه نه دوست باشند و نه دشمن
دوستان دو صنف باشند حقيقى و غير حقيقى و معاشرت با دوستان حقيقى ياد كرده آمد، و اما با دوستان غير حقيقى كه بدوستان حقيقى متشبه باشند و از نوع تصنع و تملق خالى نه، معاشرت با ايشان چنان بايد كرد كه بقدر وسع مجامله و احسان كند و در استمالت و مدارات و صبر و معاملات بحسب ظاهر هيچ دقيقه مهمل نگذارد. و اسرار و عيوب خود را از ايشان پوشيده دارد و خواص احاديث و احوال و اسباب منافع و مقادير اموال همچنين و بتقصير ايشانرا مؤاخذه نكند و در اهمال حقوق عتاب ننمايد و بمكافات آن مشغول نشود تا اصلاح ذات البين و اصلاح ايشان مرجو باشد و تواند بود كه بعضى بروزگار بدرجه اصفياء و اولياى مخلص برسند. و بايد كه بقدر قدرت بايشان مواسات كند و تفقد اقارب و متعلقان ايشان لازم داند و بقضاى حاجات و اظهار بشاشت در اختلاط ايشان چه بطبع و چه بتكليف قيام نمايد و در حال ضرورت ايشانرا دست گيرد
فى الجمله اصناف كرم و خلق و حسن عهد بتقديم رساند تا همه كس را در دوستى او رغبت بيفزايد. و در وقت آنكه در مرتبه ايشان تفاوتى افتد و بجاهى يا كرامتى بيشتر برسند در طلب دوستى ايشان بيفزايد اتصال و