اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٥ - فصل هفتم در بيان شرف عدالت بر ديگر فضائل و شرح احوال و اقسام آن
و قومى گفتهاند كه بر اقرار بربوبيت او و اعتراف باحسان و تمجيد او بر حسب استطاعت اقتصار نمايد.
و طايفه گفتهاند كه تقرب بحضرت او باحسان بايد نمود، اما با نفس خود بتزكيه و حسن سياست، اما با اهل و نوع خود بمواسات و حكمت و موعظت.
و جماعتى گفتهاند كه حرص بايد نمود بر تفكر و تدبر در الهيات و تصرف در محاولاتيكه موجب مزيد معرفت بارى سبحانه بود تا بواسطه آن معرفت بكمال رسد و توحيد او بحد تحقيق انجامد.
و گروهى گفتهاند كه آنچه خداى عز و جل را بر خلق واجب است يكچيز معين نيست كه آنرا ملتزم شوند و بر يك نوع و مثال نيست بلكه بحسب طبقات و مراتب مردمان در علوم مختلف است.
اين سخن تا اينجا حكايت الفاظ او است كه نقل كرده آمد و از او در ترجيح بعضى از اين اقوال بر بعضى اشارتى منقول نيست.
و طبقه از متأخر حكماء گفتهاند كه عبادت خدايتعالى در سه نوع محصور تواند بود.
اول آنچه تعلق به ابدان دارد مانند صلوة و صيام و وقوف بمواقف شريفه از جهت دعا و مناجات.
دوم آنچه تعلق بنفوس دارد مانند اعتقادات صحيح چون توحيد و تمجيد حقتعالى و تفكر در كيفيت افاضه وجود و حكمت او بر عالم و آنچه از اين باب بود.
سوم آنچه واجب شود در مشاركات خلق مانند انصاف در معاملات و مضارعات و مناكحات و اداى امانات و نصيحت ابناى جنس و جهاد با اعداى دين و حمايت حريم.