اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٥ - فصل پنجم در حصر اضداد اين اجناس كه اصناف رذايل بود
افتد بىاحكام فهم و ابطائى كه از تأخير تفهيم ملكه شود.
و اما صفاى ذهن وسط بود ميان التهابى كه بسبب مجاورت مقدار نفس را از مطلوب باز دارد و ميان ظلمتى كه در نفس حادث شود تا بسبب آن در استنباط نتايج تأخير افتد.
و اما سهولت تعلم وسط بود ميان مبادرتى كه استثبات صور را مجال ندهد و ميان تصعبى كه بتغذر مؤدى بود.
و اما حسن تعقل وسط بود ميان صرف فكر بادراك چيزيكه در تعقل مطلوب زايد باشد و ميان قصور فكر از تعقل تمامى مطلوب.
و اما تحفظ وسط بود ميان عنايتى زايد به ضبط آنچه ضبطش بيفايده بود و ميان غفلتى از استثبات صور كه مؤدى بود باعراض از آنچه حفظش مهم باشد.
و اما تذكر، وسط بود ميان استغراضى كه اقتضاى تضييع روزگار و كلالت آلت كند و ميان نسيانى كه از اهمال آنچه مراعات او واجب بود لازم آيد، و هم بر اين نسق در انواع ديگر اجناس ميبايد گفت و باشد كه بعضى رذايل را نامى مشهور بود چنانكه وقاحت و خرق كه دو طرف فضيلت حيااند و اسراف، و بخل كه دو طرف فضيلت سخااند و تكبر و تذلل كه دو طرف فضيلت تواضعند، و فسق و تخرج كه دو طرف فضيلت عبادتند.
و باشد كه فضيلتى باضافت باوسط وجودى بود مانند سخاوت و شجاعت و طرف افراطش بر بعضى ناقصنظران ملتبس شود و ميان آن رذيلت و نفس فضيلت فرقى نكنند، تا چندانكه اسراف و تهور بيشتر بينند گمان برند كه فضيلت كاملتر است و در طرف تفريطش اين اشتباه نيفتد چنانكه در بخل و جبن، چه اين طرف عدمى است، و مباينت وجود و عدم سخت ظاهر است و در فضيلتى كه باضافت باوسط عدمى بود عكس اينحكم افتد.