اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٦٧ - فصل اول در سبب احتياج بمنازل و معرفت اركان آن و تقديم آنچه مهم بود
او و هم نظام حال ايشان حاصل شود.
مدبر منزل نيز برعايت مصالح اقوات و ارزاق و ترتيب امور معاش و سياست احوال جماعت بترغيب و ترهيب و وعد و وعيد و زجر و تكليف و رفق و مناقشه و لطف و عنف قيام كند، تا هريك بكمالى كه بحسب شخص بدان متوجه باشند برسند، و همگنان در نظام حاليكه مقتضى سهولت تعيش بود مشاركت يابند.
و ببايد دانست كه مراد از منزل در اين موضع نه خانهايست كه از خشت و گل و سنك و چوب كنند، بل آن از تأليفى مخصوص است كه ميان زن و شوهر و والد و مولود و خادم و مخدوم و متمول و مال افتد.
مسكن ايشان چه از چوب و سنك بود و چه از خيمه و خرگاه و چه از سايه درخت و غار كوه.
پس صناعت تدبير منزل كه آنرا حكمت منزلى خوانند نظر باشد در حال اين جماعت بروجهى كه مقتضى مصلحت عموم بود، در تيسر اسباب معاش و توصل بكمالى كه بحسب اشتراك مطلوب باشد و چون عموم اشخاص نوع چه ملك و چه رعيت، چه فاضل و چه مفضول بدين نوع تأليف و تدبير محتاجند و هركسى در مرتبه خود بتقليد (استوارى و پيروى كردن) امر جماعتى كه او راعى ايشان بود و ايشان رعيت او مكلف و منفعت اينعلم عام و ناگزير باشد و فوايد آن، هم در دين و هم در دنيا شامل.
و از اينجا است كه صاحب شريعت عليه السّلام فرموده است كه:
كلكم راع، و كلكم مسئول عن رعيته
و قدماء حكماء را در اين نوع، اقوال بسيار بوده است. اما نقل كتب ايشان در اين فن از لغت يونانى بلغت عربى اتفاق نيفتاده است مگر مختصرى از سخنان ابروس كه در دست متأخران موجود است و متأخران با رأى صائب