اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٥١ - فصل سوم در اقسام اجتماعات و شرح احوال مدن
و رئيس اينجماعت كسى بود كه تدبير او در استعمال ايشان از جهت مقاتله و مكر و غدر آوردن بانجاح نزديكتر بود و دفع تغلب خصمان از ايشان بهتر تواند كرد. و سيرت اينجماعت عداوت همه خلق باشد و رسوم و سنن ايشان رسوم و سننى بود كه چون بر آن روند بغلبه نزديك باشند و تنافس و تفاخر ايشان بكثرت غلبه يا بتعظيم اقران باشد. و بمفاخرت اولى كسى را دانند كه اعداد نوبتهائى كه او غلبه كرده باشد بيشتر بود.
و آلات غلبه يا نفسانى بود چون تدبير يا جسمانى بود چون قوت يا خارج از هردو چون سلاح و از اخلاق اينجماعت جفا بود و سخت دلى و زود خشمى و تكبر و حقد و حرص بر بسيارى اكل و شرب و جماع. و طلب آن از وجهيكه مقارن قهر و قتل و اذلال بود. و باشد كه اهل مدينه همه جماعترا در اين سيرت مشاركت دهند و باشد كه مغلوبان هم با ايشان در مدينه باشند و اهل غلبه در مراتب متساوى يا مختلف و اختلاف ايشان يا بقلت و كثرت نوبتهاى غلبه بود يا بقرب و بعد از رئيس خود باشد يا بشدت قوت و رأى و ضعف آن و باشد كه قاهر در مدينه يك شخص بود و باقى آلات او باشند در قهر هرچند ايشانرا بطبع ارادتى نبود بدان فعل و ليكن چون آن قاهر امور معاش ايشان مكفى دارد او را معونت كنند و اين قوم نسبت باو بمنزله جوارح و سكان باشند نسبت با صياد و بقيه اهل مدينه او را بمنزله بندگانى باشند كه خدمت او ميكنند و بمتاجره و مزارعه مشغول ميباشند و باوجود او مالك نفس خود نباشند و لذت رئيس ايشان در مذلت غير بود. پس مدينه تغلب بر سه نوع بود:
اول- آنكه همه اهلش تغلب خواهند.
دوم- آنكه بعضى از اهلش
سوم- آنكه يكشخص تنها كه رئيس بود، و كسانيكه تغلب بجهت