اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٨ - فصل ششم فرق ميان فضايل و آنچه شبيه بفضايل بود از احوال
ايشان صادر شود بىآنكه ذوات ايشان بصفت عفت موصوف بود و عفيف بحقيقت آنكس بود كه حد و حق عفت نگاهدارد و باعث او بر ايثار اين فضيلت آن بود كه زينت قوت شهوانى كه بقاى شخص و نوع انسانى بىوجود آن ممتنع است آنست كه باين حليه متحلى باشد بىشايبه غرضى ديگر چون جر نفعى يا دفع ضررى، و بعد از تقديم اين اكتساب بر تناول هر صنفى از مشتهيات بقدر حاجت چنانكه بايد و چندانكه شايد بر وجهى كه مصلحت اقتضا كند اقدام مينمايد.
و همچنين عمل اسخيا صادر شود از كسانى كه سخاوت حقيقى از ايشان منتفى باشد، مانند كسانيكه بذل مال كنند در طلب تمتع از شهوات يا بجهت مراء و ريا و يا بطمع مزيد جاه و قرب پادشاه و يا در طريق دفع ضرر از نفس و مال و عرض و حرم.
و يا ايثار كنند بر كسانى كه بسمت استحقاق موسوم نباشند چون اهل شر، يا كسانيكه بمجون (بيباكى و تمسخر) مضاحك و انواع ملهيات مشهور باشند، و يا بذل از جهت توقع زياده كنند و اين فعل مانند افعال تجار و اهل مرابحه بود.
و سبب بذل اموال در امثال اين طايفه و صدور اعمال اسخياء از ايشان آن بود كه بعضى بطبيعت حرص و شره مبتلا باشند و جمعى بطبيعت لاف زدن و ريا، و برخى بطبيعت ربح طلبيدن و تجارت و گروهى نيز باشند كه بذل ايشان بر سبيل تبذير بود و سبب آن قلت معرفت بود بقدر مال، و اين حال بيشتر وارثان را افتد، و يا كسانى را كه از تعب كسب و صعوبت جمع بيخبر باشند، چه مال را مدخل صعب بود و مخرج سهل.
و حكما در تمثيل اين معنى حديث مرديكه سنك گران بر كوه تند