قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٧
احقاف: ١٥. يعنى حمل و از شير باز شدن انسان سى ماه است.
جمع قلّه آن اشهر و جمع كثرت آن شهور است مثل «الْحَجُ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ» بقره: ١٩٧. مراد از اشهر چنانكه روايات بيان ميكند شوال، ذو القعدة، ذو الحجه است.
و مثل «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» توبه: ٣٦. اين آيه روشن ميكند كه خداوند خود چنين اراده فرموده كه از روز خلقت آسمانها و زمين ماههاى تمام كننده سال دوازده باشد. مراد از كتاب شايد كتاب تكوين و دنيا و شايد لوح محفوظ باشد.
راجع بماههاى حرام و احكام آنها، همچنين آيه «فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ» توبه: ٥. «الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ» بقره: ١٩٤. «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ» بقره: ٢١٧.
به «حرام» رجوع شود. و آيه «وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ» سباء: ١٢. در «ريح» گذشت.
شهق: شهيق بدرون كشيدن نفس چنانكه زفير خارج كردن آن (باز دم) است. (اقرب) در صحاح نسبت آنرا بقول داده است «فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ» هود:
١٠٦. زفير و شهيق هر دو اسم صوت و صداى مردم اندوهناك است كه هنگام نفس كشيدن و باز دم شنيده ميشود (مجمع از زجاج). بقيه مطلب در «زفر».
درباره صداى جهنّم آمده «إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ» ملك: ٧. ايضا آمده «سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً» فرقان: ١٢. ممكن است منظور تشبيه صداى جهنّم بصداى انسان باشد يعنى صفير جهنّم آنگاه كه بشدت مشتعل گردد مانند صداى زير و بم اندوهناكان است. بهر حال منظور از هر دو، صفير و صداى جهنّم است.
در «جهنّم» گذشت كه جهنّم ذى شعور و عاقل است بآنجا رجوع شود.